كوچك زيبا نيست! (احمد زيدآبادي
ما همگي سالهاست نسبت به وضعيت بغرنج زندانيان سياسي و عقيدتي در شهرستانهاي مختلف ايران هشدار ميدهيم، اما اين هشدارها نتيجه مثبتي در پي نداشته است.
واقعيت اين است كه وقتي پايمان را از تهران بيرون ميگذاريم، گويي وارد دنياي سياسي متفاوتي شدهايم، اين تفاوت به هر ميزان كه از تهران دورتر شويم و يا به شهرهاي كوچكتر گذر كنيم، بهتر و بيشتر احساس ميشود.
بيهوده نيست كه اغلب نخبگان سياسي و فرهنگي ايران به جز تهران قادر به زندگي در شهر ديگري نيستند.تهران گر چه بيحد شلوغ است و ترافيك و آلودگي هوايش دائما سوهان به اعصاب آدمي ميكشد، اما جايي است كه شايد به علت انبوه جمعيت، آدمها احساس آزادي بيشتري ميكنند و يا دست كم اينكه وقتي به دلايل سياسي به خطر ميافتند، صدايشان به گوش كسي ميرسد.
در شهرستانها اما به درجات مختلف، فضاي سياسي و امنيتي سنگين و طاقت فرساست. من هنوز وقتي كه به شهر زادگاهم [سيرجان] ميروم، نه فقط امكان برگزاري جلسهاي عمومي برايم فراهم نيست، بلكه بسياري از دوستانم حتي از ديدنم به صورت خصوصي بيم دارند.
به گمانم شهر هر اندازه كه بزرگتر باشد، نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي نيز مشغوليتهاي بيشتري پيدا ميكنند، اما در شهرستانها كه نه فعاليت خاص سياسي است و نه انتشار نشريهاي انتقادي، معدود افراد فعال در حوزه سياسي و يا مطبوعاتي، اهداف امنيتي دم دستي به شمار ميروند كه دائم تحت كنترلاند و اگر هم گذارشان به بازداشت و زندان بيفتد، بر خلاف زندانيان پايتخت، نه مطلبي در بارهشان انتشار مييابد، نه مراسمي در تجليلشان به پا ميشود و نه اصولا مورد حمايت كسي يا نهادي قرار ميگيرند.
در واقع، افرادي كه در شهرستانها به اتهام نوشتن مطلبي و يا ايراد سخني و يا انجام فعاليتي كارشان به دادگاه ميكشد، اگر همان كار را در تهران كرده باشند، اي بسا هرگز موردي براي اتهام تلقي نشود.
گويا در كشور ما كوچك زيبا نيست! اين پديده در عين حال، نشانگر آن است كه نه تنها نهادهاي مختلف حاكم از يك سياست واحد پيروي نميكنند، بلكه در هر منطقه جغرافيايي نيز اصحاب قدرت هر كدام به شيوه و روش خاص خود عمل ميكنند.
براي نمونه، سال پيش قرار بود سميناري به مناسبت سالروز ولادت "پيغمبر دزدان" در سيرجان با بودجه شخصي يك از نوادگان او برگزار شود. اينكه مسئولان شهر نسبت به حضور من در آن سمينار حساسيت نشان دهند، امر قابل دركي است، اما امام جمعه شهر كه از قضا اهل سياست هم نيست، اعلام كرد كه اگر پاي باستاني پاريزي به سمينار برسد، كفن ميپوشد و چنين و چنان ميكند!
از آنجا كه بدون حضور استاد باستاني پاريزي بزرگ داشت پيغمبر دزدان معنا و مفهومي نداشت، برگزاري سمينار كه مقدمات آن كلي مخارج روي دست نواده پيغمبر دزدان گذاشته بود، لغو شد.
استاد باستاني پاريزي كه تلويزيون دولتي ايران با خواهش و تمنا او را به پشت دوربين ميبرد، در شهرستان خودش حق حضور در يك سمينار تاريخي ندارد!
اين به معناي نوعي بازگشت به عصر ملوكالطوايفي در ايران است. قدرتمندان محلي اين بار با گرفتن حكمي دولتي، گر چه در اطاعت مركزند، اما در حيطه قلمرو خود خدايي ميكنند.
از اين رو دشواريهاي زندگي سياسي و حتي گاهي غير سياسي در شهرستانها چند برابر تهران شده است و در اين ميان اگر روزنامهنگاري محلي و يا فعالي سياسي در شهرستاني به زندان افتد، اغلب نه اتهاماتش اعلام ميشود، نه تضميني براي رفتار قانونمند با او وجود دارد و نه جلب توجهي ميكند.
بر اين اساس، اگر انجمنهاي مدافع حقوق بشر، بخش شهرستانهاي خود را فعالتر كنند و مطبوعات اخبار زندانيان عقيدتي و سياسي در شهرستانها را ملموستر پوشش دهند و وبلاگها و سايتها نيز كه محدوديت كمتري دارند در اين باره فعالتر برخورد كنند، احتمال كاهش درد و رنج اين دسته از انسانهاي مظلوم و غريب كه امير حسين موحدي فقط يكي از آنهاست، وجود خواهد داشت.


0 :پاسخ
Post a Comment
<< Home