پیش از آغاز سخن یادآوری میکنم که الله خدا نیست. دردرونمایه عربی قرآن هم نامی از خدا برده نشده وهمه جا الله آمده است ولی مترجم ازدید خود نام خدا را جایگزین الله کرده است که درست نیست.سوره دوم (بقره) آیه ۲۲۳:زنان کشتزارشمایند پس برای کشت بدانها نزدیک شوید هرگاه مباشرت آنان خواهید وبرای ثواب ابدی چیزی پیش بفرستید و بدانید که محققا نزد الله خواهید رفت. ای رسول تو اهل ایمان را بشارت ده...دراین آیه الله پروانه داده است همانگونه ای که کشاورزان میتوانند زمینهای کشاورزی خودرا کشت کنند. مردان نیزآزادند که ازهرسوی بخواهند به کشتزار زنان وارد شوند. زیرا زنان بگونه زمین ملک متصرفی مالک هستند ونباید اززیربارخواسته مالک شانه خالی کنند.همان سوره آیه ۲۲۸:... و زنان رابر شوهران حقوق مشروعی است چنانچه شوهران را بر زنان. لیکن مردان را برزنان افزونی وبرتری خواهد بود. الله برهرچیزتوانا و برهمه امورعالم داناست.دراین آیه الله بروشنی مردان را برزنان برتردانسته وبا پوزه بندی محکم دهانشان رابسته است که لب برسخن نگشایند.همان سوره د نباله آیه ۲۸۲:... ودو تن ازمردان را گواه آرید و اگردو مرد نیابید یک تن مرد و دو زن هرکرا طرفین راضی شوند گواه گیرند.دراین آیه هم الله مهرورزانه د وزن را برابریکمرد بشما آورده آنهم درباره گواهی که دیدن با چشم های همه آنها است ازدید الله پذیرفته نیست. درحالی که همین زنان درپستوئ خانه ودر زیرچادری سیاه به تنهایئ به نماز می ایستند و میگویند الله و اکبر یعنی گواهی میدهم که الله بزرگتراست. الله گواهی آنان راچون بسود خویش است می پذیرد ودرلوح محفوظ ثبت میکند و ثواب هم میدهد؟؟سوره چهارم (النسا) آیه ۳:اگربترسید که مبادا درباره یتیمان مراعات عدل و داد کنید پس آنکه از زنان را بنکاح خود درآرید که شمارا نیکو ومناسب با عدالت است . دو یا سه یا چهار و اگربترسید که چون زنان متعدد گیرید راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید. پس تنها یک زن اختیار کرده ویا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفا کنید. که این نزدیکتر به عدالت وترک ستمکاری است..۱- اللهی که این چنین موشکافانه درباره دادگری سخن رانده و مردان را بداشتن چند زن آزاد نموده است . شوربختانه زنان را محکوم بداشتن تنها یک همسر نموده بهیچروی کوچکترین توجهی به نیاز جنسی آنها نکرده است. درپی خواهیم خواند که چگونه رسول الله اش را آزاد به دست درازی بر همه زنان نموده است.۲- کنیزی که الله دراین آیه ازاو نام برده زنی است ناآزاد بدست آمده درجنگ یا خریداری شده در بازارآزاد که همبستری با ا و نیازی به ازدواج ندارد.همان سوره آیه ۱۱:حکم الله در حق فرزندان شما چنین است که پسران دو برابر دختران ارث برند. پس اگر دختران بیش از دو نفرباشند ۱۰ فرض همه دو ثلث ترکه است و اگر یکنفرباشد نصف است.در این آیه هم الله آب پاکی را روی دست زنان ریخته وبا تائید درنیمه قراردادن بامردان دست و پای شان را نیز به زنجیر کشیده است تا با پوزه بندی که دردهان دارند لب به سخن نگشایند وپا را نیزاز دستور الله فراتر ننهند.همان سوره آیه ۲۴:و نکاح زنان محصنه (شوهردار) نیز برای شما حرام شد مگر آن زنان که متصرف ومالک شده اید. برشماست که پیرو کتاب الله باشید .اللهی که تا نزول این آیه همبستری با زنان همسر داررا آزاد کرده بود وگناه نمیدانست. اگر چه با این دستورفرمان پیشین را برداشت وناروا شمرد ولی به مردان این پروانه راداد تا دگرزنانی را که میتوانند بربایند متصرف ومالک شده همبسترگردند که نیازی به خواسته و میل زنان نیست. زیرا الله زنان را به گونه کالا وبز وگاو و گوسفند و زمین درخورتصرف ومالکیت مردان دانسته است.همان سوره آیه ۳۴:مردان رابرزنان تسلط وحق نگهبانی است بواسطه آن برتری که الله بعضی را بر بعضی مقرر داشته وهم بواسطه آنکه مردان ازمال خود به زنان نفقه دهند. پس زنان شایسته ومطیع درغیبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند وآنچه را که الله به حفظ آن امرفرموده نگهدارند و زنانی که از مخالفت و نا فرمانی آنان بیمناکید باید نخست آنها را موعظه کنید اگر مطیع نشوند ازخوابگاه آنان دوری گزینید بازمطیع نشدند آنها را به زدن تنبیه کنید چنانچه اطاعت کردند دیگر برآنها حق هیچگونه ستم ندارید که همانا الله بزرگواروعظیم الشان است.دراین آیه دستورروشن ودادگرانه الله برتری بی چون وچرای مردان برزنان است. تنها به دو فرنود یکی برتری الله فرموده بعضی را بر بعضی دوم برای اینکه مردان به زنان خوراک و پوشاک میدهند. بااینکه زنان چه درخانه چه در مزرعه چه در کارگاه و کارمندی در اداره و دیگر کارهای ارزشمند دوشادوش بامردان کار میکنند و میکوشند. بچه داری هم میکنند. شوربختانه بهره ای ندارند. نه تنها مزد کارشان رایگان از آن مردان است همواره دربرابر خوراک وپوشاکی ناچیز هم بدهکار مردان هستند؟الله فرموده زنان شایسته باید همیشه گوش به فرمان مردان و نگهبان حقوق آنها باشند ولی کوچکترین دستوری به مردان درباره نگاهداری حقوق زنان شایشته نداده و دست مردان را در هماغوشی با هرزنی بازگذاشته است.بیدادگرانه تر آنکه الله به مردان پروانه داده است تا اگرزنی در برابرهمسرش بایستد و حقش را بخواهد گستاخی و نافرمانی کرده است باید با زدن تنبیه شود اگرپس از کتک خوردن فرمانبردارگردید دیگربراوستم نکنند ولی اگرپس ازکتک خوردن هم باز خواستارحق خویش گردید دوباره و چندباره آنقدرکتکش بزنند تا رام گردد. الله باچنین دستورهای نابخردانه خود ش مگوید من دادگر وعظیم الشان هم هستم؟همان سوره آیه ۱۲۹:شماهرگزنتوانید میان زنان به عدالت رفتارکنید هرچه راغب وحریص به عدل و درستی باشید پس با تمام میل خود یکی را بهره مند و آن دیگررا محروم نکنید تا او معلق و بلا تکلیف ماند و اگرسازش کنید و پرهیزکارباشید. همانا الله بخشنده ومهربان است.درست توجه کنید اللهی که میداند و باوردارد که مردان هرگزنمیتوانند با داشتن چند زن میان آنان به دادگری رفتارکنند. بازهم دست آنها را باز گذاشته است تا چهارهمسر و هر چه بخواهند کنیز ملکی متصرفی دربند خود داشته باشند. درباره ستمی که در این رهگذ ر بر زنان میرود لب فروبسته و دستورنداده است تا همانگونه که زنان باید تنها یک همسرداشته باشند مردان نیزنباید جزیک همسرازهمسران بیشمار و کنیزان ملکی متصرفی بهره مند گردند. شگفتا با اینهمه بیدادگری بیشرمانه میگوید (همانا الله بخشنده ومهربان است)؟سوره پنجم (المائده) آیه ۵:...و نیزحلال شد نکاح زنان پارسای مومنه و زنان پارسای اهل کتاب. درصورتیکه اجرت و مهر آنان رابدهید وآنها هم زناکار نباشند و رفیق و دوست نگیرند...دراین آیه هم باز دست مردان را درهماغوشی با زنان مومنه پارسای اهل کتاب بازگذاشته تا درصورت همخوابگی اجرو مزدشان یعنی (مهر) بدهند آنهم بشرطی که زناکارنباشند و دوست ورفیقی نگیرند که باز معنی اش اینست مردان هرکاری خواستند بکنند. ماهها وسالها بسراغ همسران خود نروند. زنان عقدی و کنیزان سماق بمکند.اینست دادگری الله. و پروانه نمیدهد هیچ زنی دربرابر همه بیدادگریهای همسرش بتواند برای برآوردن نیاز جنسی خود به آغوش مرد دیگری پناه برد واگر درپی فشارهای روحی وروانی دست به رفع چنین نیازی زد. زناکاروگناهکاراست وبایدسنگسارگردد؟سوره سی و سوم (احزاب) آیه ۶:پیغمبراولی و سزاوار تربه مومنان است از خودآنها و زنان پیغمبرمادران مومنین هستند...همان سوره آیه ۳۰:ای زنان پیغمبرازشما هرکه بکار ناروایی دانسته اقدام کند او را دو برابردیگران عذاب کنند و این بر الله سهل وآسان است (۳۱) وهرکه ازشما مطیع فرمان الله و رسول باشد و نیکو کارشود پاداشش دو برابر عطا کنیم و برای او روزی بسیار نیکومهیا سازیم (۳۲) ای زنان پیغمبرشما مانند دیگر از زنان نیستید والله ترس و پرهیز کارباشید. پس زنهارنازک و نرم بامردان سخن نگویید مبادا آنکه دلش بیماراست بطمع افتد ودرست سخن گویید (۳۳) و درخانه هایتان بنشینید و آرام گیرید و مانند دوران جاهلیت پیشین آرایش و خودآرایی نکنید و نمازبپا دارید و زکات به فقیران بدهید و ازامر رسول اطاعت کنید الله چنین میخواهد رجس هر آلایش را ازشما و خانواده نبوت ببرد و شما را ازهرعیب پاک ومنزه گرداند.چون الله دریافته است که رسولش با بیست و چهار زن و کنیزان و غلامان بیشمار ملکی متصرفی ازنه تا سی وپنجساله هرگزنمیتواند راه دادگری درهمخوابگی درپیش گیرد. بجای سرزنش برخود که چرا دست او را اینهمه باز گذاشته است. ناگزیرازتشویق وتهدید همسران رسولش بر آمده است تا مبادا بدور از چشم رسول پیر پذیرای مردان جوان هم سن وسال خود گردند.داستان دلدادگی محمدبرزینب زیبا تنهاهمسرپسرخوانده اش زیدهمان سوره آیه ۳۶:هیچ مرد وزن مومن را درکاری که الله و رسول حکم کند اراده واختیاری نیست(که رای خلافی اظهارنماید) وهرکس نافرمانی الله و رسول کند دانسته به گمراهی سختی افتاده است.پیغمبرزینب دخترعمه اش را به زید غلام آزاد کرده ازدواج کند. زینب گفت من ازاشراف قریشم غلامی را به شوهری نپذیرم این آیه نازل شد:(۳۷) وچون تو با آنکس که خدایش نعمت اسلام بخشید و تواش نعمت آزادی (یعنی به زید حارثه به نصیحت گفتی برو زنی را که همسرتست نگهدار و ازالله بترس و طلاقش مده) و آنچه دردل پنهان میداشتی ( که زینب را بگیری وحرمت ازدواج با زن پسرخوانده را که در دوره جاهلیت بود منسوخ کنی) الله آشکارساخت و تو ازمخالفت و سرزنش خلق ترسیدی و ازالله سزاوارتر بود بترسی. پس ما هم (بدین غرض) چون زید از آن زن کام دل گرفت (و طلاقش داد او را به نکاح تو در آوردیم تا بعد از این مومنان در نکاح زنان پسرخوانده خود ازآنها کامیاب شدند (وطلاق دادند) برخویش حرج و گناهی نپندارند) و فرمان الله به انجام رسید(۳۸) پیغمبر را درحکمی که الله ( بر او مقرر) فرموده گناهی نیست: سنت الهی درمیان آنان که درگذشتند هم اینست ( که انبیا را توسعه درامر نکاح وتحلیل برخی محرمات است) و فرمان الله حکمی نافذ و حتمی خواهد بود(۳۹) این سنت الله است درحق آنانکه تبلیغ رسالت الله برخلق کنند و ازالله میترسند و ازهیچکس جزالله نمیترسند و الله برای حساب و مراقبت کارخلق به تنهایی کفایت میکند(۴۰) محمد پدر هیچیک از مردان شما (زید یا عمرو) نیست ( پس زن زید زن فرزندنش نبود وپس از طلاق او تواند گرفت) لیکن اورسول الله و خاتم انبیاست و الله همیشه ( حکمش وفق حکمت ومصلحت است زیرااو) برهمه امورعالم آگاه است.درست توجه کنید که الله خودش میگوید من به زید نعمت اسلام بخشیدم و تواش (یعنی محمد) نعمت آزادی که بهترین وبزرگترین بن مایه است بردشمنی الله با آزادی. این الله مسلمان آزادی کش که همه زن ها را بررسول خود بخشیده است تا برچین کند وهمخوابه گردد. چشم دیدن این راهم نداشت که برده بی نوا یی هم یک همسرداشته باشد واین چنین محیلانه تنها زن زید پسرخوانده محمد راهم بدرون رختخواب رسولش کشانید وخودش هم عقدبست و دست او را هم مانند انبیاء پیشین در تجاوز برمحارم بازگذاشت وگفت محمد پدرهیچیک ازمردان شما نیست و میتواند به همه همسران شما تجاوز کند ولی همسران محمد مادرمومنین هستند تا کسی پس ازمرگش هم نتواند با زنان زیبای او ازدواج کند؟چنین است دادگری الله بیدادگر ودشمنی آشکار او با آزادی بویژه زنان.همان سوره آیه ۵۰:(ای پیغمبرگرامی) مازنانی راکه مهرشان ادا کردی برتو حلال کردیم و کنیزانی را که به غنیمت الله تو را نصیب کرد و ملک تو شد و نیزدختران عمه و دختران خالو و دختران خاله آنها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیز زنان مومنه ای که خود را بر رسول بی شرط مهر ببخشد و رسول هم به نکاحش مایل باشد که این حکم (هبه وبخشیدن زن وحلال شدن او) مخصوص تست و نه مومنان. که حکم زنان عقدی و کنیزان ملکی متصرفی مومنان را (پیشترباشرایط وعد دوحقوق آنها برشوهرهمه را) به علم خود بیان کردیم این زنان همه را که برتو حلال کردیم (وتو را مانند مومنان امت به احکام نکاح مقید نکردیم) بدین سبب بود که بر وجود عزیز تو درامرنکاح هیچ حرج و زحمتی نباشد و الله را بربندگان مغفرت بسیار است.با این دستورهای بسیار روشن. الله مهرورزانه همه بند های ریز و درشت کارهای پایین تنه رسولش را ازپیش پای او برداشته تا هرزمان به هرزنی که دل بست هماغوش گردد. آیا براستی این همان خدایی است که دراندیشه ما لانه کرده است یا حرمسرادار محمد و بنده ویژه و نگهبان کارهای پایین تنه رسول وهمسران بیشمارش؟همان سوره آیه ۵۱:ای رسول هریک اززنانت راخواهی نوبتش را موخردار وهرکه را خواهی بخود بپذیر و آن را که به قهرازخود راندی اگرش به (مهر) خواندی باز بر تو باکی نیست (این آزادی و مختا ر مطلق بودنت برزنان) بهتر شادمانی دل و روشنی دیده آنهاست وهرگز باید محزون نباشند بلکه به آنچه ایشان را عطا کردی همه خشنود باشند. الله هر چه در دل ما مردم است آگاه است و الله بر(نیک و بد خلق ) دانا و(برعفو وانتقامشان) بردباراست.آیا پس از خواندن این اعترافات الله جای کوچکترین دودلی درحرمسراداری او برای محمد برجای میماند و هیچ حرمسراداری بهترازاین میتواند برای اربابش خوش رقصی کند که الله برای رسولش کرده است؟ داوری باخوانندگان بویژه زنان واپس مانده سفره اندازاست.همان سوره آیه ۵۲:ای رسول بعدازاین زنان دیگر نه عقد هیچ زنی برتو حلال است و نه مبدل کردن این زنان بدیگر زن هر چند ازحسنش به شگفت آیی و بسیاردرنظرت زیبا آید. مگرکنیزی مالک شوی... الله برهرچیزمراقب ونگهبان است.آیا با آنهمه بخشندگی الله زن دیگری باقی مانده است که رسول برآن دسترسی نداشته باشد؟با آزادی درهمبستری بامحارم و افزودن مگر کنیزی را مالک ومتصرف شوی رسول به سادگی میتواند اگرزنی درمحدوده خط سرخ الله برجای مانده باشد بنام کنیز ملکی متصرفی به چنگ آورد.همان سوره آیه ۵۳:..... هرگاه اززنان رسول متاعی طلبید ازپس پرده طلبید که حجاب برای آنکه دلهای شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتراست و نباید هرگز رسول الله را درحیات بیازارید و نه پس از وفات هیچگاه زنانشان را به نکاح خود درآورید که این کار نزد الله گناهی بسیار بزرگ است.دگرباره الله حرمسرادار محمد به پشتیبانی ازرسولش برخاست ودستور داد که در زمان زنده بودن و پس از مرگ محمد هم با زنان و کنیزان بیشمار حرمسرایش نباید ازدواج کنند تا آنها که در زمان زنده بودن محمد از زندگی خودبهره نبرده بودند باقیمانده زندگی خود را نیز در رنج روحی بسربرند زیرا الله حرمسرادار محمد دادگر و مهربان و ازهمه جا و همه چیز آگاه است. آیامیتوان بازهم دودل بود که این الله حرمسرادارویژه محمد نیست؟سوره التحریم٬ پیمان شکنی محمد درنوبت همخوابگی با حفصه دخترعمر سوگند و سوگند شکنی(۱) ای پیغمبرگرامی برای چه آن را که الله بر تو حلال فرمود تو بر خود حرام کردی تا زنانت را خشنودسازی درصورتیکه الله آمرزنده ومهربان است (برهیچکس خصوص بر تو رسول گرامیش سخت نخواهد گرفت درتفسیروارد است که روزی حفصه با اجازه رسول به خانه پدرش عمررفت. پیغمبر با ماریه در حجره حفصه خلوت کرد. ناگه حفصه سر رسید وغوغا انگیخت که تو در نوبت من با کنیزی خلوت کردی و آبروی مرا نزد زنانت بردی. حضرت برای خشنودی او فرمود من ماریه را بر خود حرام کردم ولی این سر نزد تو است باهیچکس مگوی. اوبفورعایشه را هم آگه ساخت. او هم با رسول راجع به ماریه گفتگوکرد. حضرت برعایشه نیزسوگند یاد کرد که ماریه را ترک گوید. آن دو زن شاد شدند و این آیه نازل گردید.)(۲) الله حکم کرد برشما که سوگندهای خود را(به کفاره) بگشایید او مولای شما بندگان و(حکمش نافذ) است وهم او بهرچیز عالم دانا و به حکمت امورخلق آگاه است (۳) وقتی پیغمبر با بعضی از زنان خود(یعنی با حفصه سخن راجع به ماریه) براز گفت (وبه اوسپرد) آن زن چون خیانت کرده و دیگری (یعنی عایشه) را برسرپیغمبر آگه ساخت الله به رسولش خبرداد و او بر آن زن برخی را اظهارکرد برویش آورد( و برخی را از کرم پرده داری نمود و اظهارنکرد. آن زن گفت رسولا تو را که واقف ساخت( که من سر تو برکسی فاش کرده ام) رسول گفت مرا الله دانای آگاه ازهمه اسرارعالم خبرداد (۴) اینک اگرهرد وزن به درگاه الله توبه کنید رواست که ا لبته دلهای شما (خلاف رضای پیغمبر) میل کرده است و اگر با هم بر آزار او اتفاق کنید باز(هرگزبراوغلبه نکنید که) الله یار و نگهبان اوست و جبرییل امین و مردان صالح با ایمان بروایت عامه وخاصه فرشتگان حق یار و مددکار اویند (۵) و امید هست که اگر پیغمبرشما را طلاق داد البته زنانی بهترازشما بجایتان با اوهمسرکند که همه با مقام تسلیم و ایمان و خضوع و اطاعت اهل توبه وعبادت رهسپار(طریق معرفت) باشند چه بکر وچه غیربکر.آیا هیچ خبرچین یا دربان گوش به فرمان و یا خواجه حرمسرایی بیش ازاین میتواند به ارباب خود یاری دهد که الله درباه محمد وهمسران دربند ش انجام داده است؟با این خوش رقصی های الله چگونه باید باورداشت که اوبنده محمد و پیشکارویژه او نیست؟ درخور توجه زنان واپس مانده سفره اندازی که چشم امید به پا درمیانی ابوالفضل العباس خواهرزاده شمر بسته اند تا نزد چنین اللهی ازآنان پشتیبانی کند. درحالی که دستهایش را بریدند خم بر ابرو نیاورد و با زنان رسولش چنین رفتار ددمنشانه ای دارد٬ چه چشم داشتی نابخردانه و سبکسرانه ای؟وحال ازهمه دانشمندان و بینشمندان وسرایندگان ودستاربندان دغلکاردینی میپرسم خواندن کدام یک از آیه های آمده دراین دفتر و دیگرداستانهای پوچ تازیان که بنام کتاب آسمانی بخورد مردم ایران داده شده است میتواند آمرزنده روان مردگان باشد؟ و یا سوگند بدانها که ۱۴۰۰ سال است مردم با فرهنگ ایران را زیرنام قرآن یا کلام الله آسمانی به بیراهه ترین بیراهه ها کشانیده ا ست خردمندانه میباشد؟این روش بسیار نابخردانه و ناآگاهانه منش و والایی را از زنان و مردان ایرانی ربوده و فرهنگ والایش را بنابودی کشانیده و در دام خرافات تازیان سرگردان کرده است که نه تنها چنین ننگ نامه ای را برای آمرزش روان مردگان خود میخوانند و بدان سوگند یاد میکنند که این بن مایه دشمنی با زنان را درشمارمهر آنان درمی آورند وهنگام رفتن برگشت و گذار از زیر آن میگذرند بر این باور که تندرست بازگردند.بدترازهمه درشهرشیراز دروازه قرآن گذاشته اند تا همگان از زیر آن بگذرند و تندرست به خانه و کاشانه خود برسند که هزاران تن از زیر او گذشته درپی برخوردهایی سخت جان خود وخانواده خویش را ازدست داده اند و میدهند ولی این باور بدور ازخرد را ازمغزخود بیرون نمیکنند.آیا باور برچنین خرافاتی شرم آور وننگ زا نیست؟ با امید بربیداری و هشیاری و بهره گیری ازخرد و بازگشت به فرهنگ والای لگدکوب شده ایرانی و راندن آگاهانه اسلام ناب محمدی با همه فرآورده هایش به خانه پدری او عربستان.آگاهی سر آغاز آزادی
کیوان شید ۱۱ بهمن ماه