Tuesday, June 13, 2006

بازداشت 42 زن تظاهرکننده در تهران

وزير دادگستری ايران شمار بازداشت شدگان تجمعی را که در زمينه حقوق زنان در تهران برگزار شده بود، بيش از شصتنفر اعلام کرده که به گفته وی، 42 تن از آنان را زنان تشکيل می دهند

بعدازظهر دوشنبه دوازدهم ژوئن (22 خرداد) تظاهراتی بدون اخذ مجوز قانونی و با فراخوانی که در سايتهای اينترنتی داده شده بود در ميدان هفت تير تهران برگزار شد اما پليس تهران با به کار گيری مأموران زن تظاهرکنندگان را متفرق کرد و مورد ضرب و شتم قرار داد و شمار زيادی از آنان را بازداشت کرد.

هدف از تظاهرات، درخواست وضع قوانينی برای منع تعدد زوجات و برابری حقوق زن درمواردی همچون طلاق و سرپرستی فرزندان اعلام شده بود.

جمال کريمی راد، وزير دادگستری و سخنگوی قوه قضائيه ايران طی گفتگو در جمع خبرنگارانی که به بازديد زندان اوين در شمال تهران رفته بودند گفته بيشتر افرادی که در تجمع بازداشت شده اند، معمولاً آزاد می ‌شوند.

در ميان بازداشت شدگان نامهای علی اکبر موسوی خويينی، نماينده پيشين مجلس، سميرا صدری، بهاره هدايت، عاطفه يوسفی، امين قلعه ای، دلارام آرام فر، معصومه لقمانی و عاطفه يوسفی از فعالان دانشجويی، ژيلا بنی يعفوب و بهمن احمدی امويی روزنامه نگار و شهلا انتصاری، علی روزبهانی، ليلا محسنی نژاد و وحيد ميرجليلی از ديگر فعالان سياسی و مدنی سياسی به چشم می خورد.

نحوه برخورد پليس با تجمع کنندگان اعتراض شديد برخی گروههای سياسی را به همراه داشته و سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی که عمدتاً از فعالان دانشجويی سابق تشکيل شده و دبيرکل و شماری از اعضايش در اين تجمع بازداشت شده اند، نهادهای امنيتی، قضايی و انتظامی ايران را متهم کرده که به دنبال به سکوت کشاندن "صدای آزاديخواهانه" نخبگان، دانشجويان، استادان، زنان، کارگران و ساير فعالان مدنی اند و با به کارگيری علنی و آشکار خشونت، تهديد و ارعاب مداوم و نقض حقوق بديهی شهروندان به عامل اصلی نا امنی و عدم آرامش بدل شده اند.

اما وزير دادگستری ايران در پاسخ به خبرنگارانی که در مورد ضرب و شتم تظاهرکنندگان از وی پرسيده اند گفته است: "هيچ ضابطی حق کتک زدن افراد را ندارد و چه بسا که می‌ خواستند برای انتقال به مراکز انتظامی، به داخل اتومبيل هدايت کنند که اصطکاکی پيش آمده و برخی احساس کردند که ضرب و شتم صورت گرفته ‌است".

وزير دادگستری ايران در مورد بازداشت شدگان گفته است: "اين افراد معمولاً بازداشت اوليه می‌ شوند و شايد تعدادی از آنها آزاد شده باشند، ضمن اينکه به برخی از اينها قبلاً تذکر داده شده بود که در اين مجامع غيرقانونی نبايد شرکت داشته باشند".

گزارش فرانسيس هريسون خبرنگار بی بی سی در تهران حاکی است که هنگامی که تظاهرکنندگان شروع به خواندن ترانه ای با مضمون فمينيستی کردند، پليس بلافاصله وارد عمل شد و به تظاهرکنندگان حمله کرد.

به گفته وی، نحوه برخورد پليس با زنان سبب اعتراض برخی از عابران مرد شد و شماری از زنان تظاهرکننده نيز در سوی ديگری از ميدان هفت تير جمع شدند که پليس با استفاده از اسپری فلفل آنان را متفرق کرد.

حجاب موضوعی ژنده پس اژ 69 سال

حضور زنان و مردان در کنار هم، برای نخستين بار بعد از اعمال قانون کشف حجاب(1314)همزمان با شصت و نهمين سالگرد منع استفاده از چادر و روسری [کشف حجاب] در ايران، نمايندگان زن و مرد مجلس شورای اسلامی با بحث پيرامون طرح مد و لباس اسلامی، نشان دادند که پوشش زنان و مردان همچنان موضوعی مهم در نزد حکومتگران در ايران است
شصت و نه سال پيش، رضا پهلوی، شاه وقت ايران که از قرار معلوم بعد از سفری به ترکيه، تحت تاثير فرهنگ اروپائی آتاتورک قرار گرفته بود، با ظاهر کردن خانواده خود در اجتماع بدون آنکه چادری بر سر و روبنده ای بر صورت داشته باشند، به تعبير روز "کشف حجاب" کرد که به سرعت تبديل به قانونی شد که در آن عبور و مرور زنان را در ملاء عام در صورت داشتن حجاب يا با سر پوشيده ممنوع می کرد.نه تغيير پوشش و ظاهر زنان و مردان به تصميم رضاشاه (که به تعبير مخبرالسلطنه با چماق حکومت و به نوشته جلال آل احمد با سرنيزه آژان های نظميه به اجرا درآمد)، نخستين باری بود که در ايران حکومت به پوشش مردم کار می داشت و نه، به نظر می رسد، طرح مد و لباس اسلامی که در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است آخرين باشد.به روايت تاريخ، دخالت در پوشش مردان در ايران متعددست و به تعداد سلسله های پادشاهی می رسد، اما زنان در همان پوشش سراپا پوشيده ای که از زمان مسلمان شدن ايرانيان وضع شد در پنهان، پشت ديوارهای قطور فرهنگ و سنت در خانه ها باقی ماندند تا دوران قاجاريه که سوغاتی های فرنگ رسيد.اول بار ناصرالدين شاه قاجار با هديه هائی که از سفر اروپا برای حرمسرای خود آورد، تغييری نه اجباری به پوشش بانوان طبقات بالای جامعه داد.تحولات، آرام آرام ادامه يافت تا دوره پادشاهی پهلوی، تيمورتاش وزير دربار مقتدر و متجدد با تاسيس باشگاه ايران و دعوت قمرالملوک وزيری به کنسرت بی حجاب و تشکيل جلسات مختلط رقص و ميهمانی، لباس های اروپائی زنان را به سطح جامعه کشاند.پايان دوران بی حجابی اجباریاجباری شدن بی چادری زنان که در هفدهم دی ماه سال 1314 اتفاق افتاد، تا روزی برقرار بود که رضاشاه سلطنت داشت و با استعفای وی، دوباره زنان چادری خيابان ها را در تصرف خود درآوردند و به شهادت عکس ها و گزارش ها، در آخر شهريور سال 1320 حضورشان آشکارتر از زنانی بود که پرده از رخ و چادر از سر برداشته بودند.در سی هفت سال سلطنت محمدرضا پهلوی، بی آنکه اجباری در کار باشد، پوشش نسل ها آرام آرام شباهت خود را به زنان اروپائی کامل کرد، اما در راه پيمائی های ضدسلطنتی در پائيز سال 57 زنانی وارد عرصه تظاهرات شهری شدند که پيش از آن در خانه ها بودند و چادر و يا روسری داشتند.آغاز حجاب اجباریاجباری شدن حجاب در دوران جمهوری اسلامی، اگرچه مخالفت هايی را به دنبال آورد اما امکان حضور اقشار سنتی تر زنان در جامعه را فراهم کرديک سال از انقلاب گذشته بود که زمزمه اجباری شدن حجاب برخاست و اول بار زنان کارمند ادارات را شامل شد و با اولين مقاومت جامعه زنان، آيت الله اشراقی، داماد رهبر انقلاب که اين موضوع را مطرح کرده بود، با ذکر اين که اجباری در کار نيست موج را مهار کرد، به ويژه که آيت الله طالقانی هم با اجبار در اين کار مخالفت کرد.در سال 58 تظاهراتی که از سوی برخی جمعيت های زنان عليه حجاب اجباری برپا شد، آخرين مقاومت علنی با کاری بود که تاسيس حکومت دينی، اجتناب ناپذيرش کرده بود.در مورد پوشش مردان اما داستان دراز دامن تر از زنان بود گرچه هيچگاه تغيير پوشش مردان با قصه آزادی آنان در هم نياميخت و تغيير آنها به عنوان "آزادی مردان" نامگذاری نشد، کاری که در مورد زنان صورت پذيرفت و هم برداشتن حجاب و هم گذاشتن آن در متن های رسمی به عنوان "گام بزرگ برای آزادی زنان" ثبت شد.از سيد ضياداستان از سيد ضيا الدين طباطبائی آغاز شد که در شب سوم اسفند سال 1299 با برداشتن عبا و عمامه – بی آن که در اعتقادات و رسم و آئين خود تغييری داده باشد – کت و شلوار پوشيد و فرمان صدارت گرفت.در دوران مدرنيسم رضاشاهی، پيش و بيش از زنان، پوشش مردان تحت نظر درآمد و در اولين گام، قانون لباس متحدالشکل نيروهای نظامی تصويب شد و لباس تن نظاميان را فرنگی ماب کرد و بعد از آن ابتدا عبا که در اواخر دوران قاجار لباس فرنگی و کراوات به زير آن خزيده بود، ناپديد شد و سپس لباس روحانيت از تن روحانيون سياست پيشه، به فرمان شاه به درآمد.حاج آقا رفيع، مشاور رضا خان، صادق طباطبائی رييس مجلس، اورنگ و محمد تدين نمايندگان مجلس اول کسانی بودند که عبا و عمامه را برای ماندن در سياست از تن به درکردند، سپس زين العابدين رهنما و تجدد و گروهی ديگر از روحانيون به آنها پيوستند.کلاه بر سر مردانکلاه برسر مردان بيش از روسری زنان مقاومت داشت، سردارسپه در زمانی که با آخرين شاه قاجار مبارزه بر سر قدرت می کرد، عکس هائی از وی را که کلاه و کت کوتاه و شلوار به سبک اروپائی ها به بر کرده بود را به نشانه "عياشی و فرنگی ماب شدن شاه" در جامعه پراکند و در عوام اثرها کرد.از کلاه بوقی تا کلاه لگنیاولين تحولی که به ابتکار تيمورتاش در دوران سلطنت پهلوی در لباس مردان داده شد، همان بود که از مدتی قبل، نسل تحصيل کرده با خود از اروپا آورده بود و مردم عادی در برابرش مقاومت می کردند و حتی ترانه های عاميانه عليه آن ها ساخته بودند. در اين تحول، لباده و عبا جای خود را به سرداری [کت های بلند که در اروپا هم معمول بود] داد و کلاه بوقی ديوانيان قاجار به کلاه لگنی تبديل شد.کوتاه مدتی بعد از سلطنت رضاشاه، کلاه لگنی با دستور حکومتی به کلاه های لبه دار تغيير يافت که استفاده از آن برای دولتی ها و ديوانی ها اجباری شد و به کلاه پهلوی شهرت گرفت.تظاهرات در سال 1358 عليه اجباری شده حجاب - عکس از کاوه گلستانپوشش های شهری و نو، نام پهلوی به خود گرفتند و به کلاه و کت مردان منحصر نماندند و حتی لباس های راحتی زنان و مردان را نيز شامل شدند و باز به تمسخر در ترانه های عاميانه گاه مستهجن به آن اعتراض شد.خروج کلاه از صحنهاما کلاه لگنی مردان دو سال بيش تر نپائيد و باز هم به دستور حکومت، قانون جديدی نوشته شد و کلاه لگنی ممنوع و کلاه شاپوی اروپائی معمول گشت که آخرين گام در راه يکسان کردن ظاهر مردان با همتايان فرنگی خود بود و سال ها پائيد و همزمان با برافتادن استفاده از کلاه در اروپا، در اواسط دهه چهل شمسی، در ايران هم کلاه ناپديد شد و موها و سر مردان در انظار عمومی ظاهر شد.رضا خان که مبدع اوليه تحولات در لباس زنان و مردان بود خود هرگز با سر باز و بدون کلاه در انظار ظاهر نشد.انقلاب اسلامی، تحولات تازهبا انقلاب سال 57 به ظاهر تغييری در پوشش مردان مقرر نبود و اعضای دولت موقت و نامزدان اولين انتخابات رياست جمهوری با کراوات و لباس های معمول در جهان در صحنه سياسی حضور داشتند.ابوالحسن بنی صدر روحانی زاده ای که اولين رييس جمهور تاريخ ايران شد، تا مدت ها تنها کسی بود که بدون کراوات در صحنه سياسی ظاهر می شد و همو با گفتن جمله ای درباره اثر مغناطيسی موی زنان بر تحريک مردان سوژه ها به دست مخالفان خود و طنزپردازان داد، اما وقوع جنگ ايران و عراق و نا آرامی های سال های اول جمهوری اسلامی، به سرعت کراوات را از صحنه خارج کرد و به جای خود کاپشن ها و پوشش های نظامی و چريکی را به صحنه آورد، که گرچه قانونی و اجباری نشد اما کسی جز با آن ظاهر، در جمع حکومت و رسانه ها ظاهر نمی شد.غيبت کراواتبا پايان جنگ و نا آرامی ها، ديگر کراوات به صحنه بازنگشت، گرچه ظاهر مردان ديگرگون شد و آراسته تر از اول انقلاب شدند ولی کراوات اگر بر گردن پزشکان و بعضی وکيلان دادگستری باقی ماند، اما همزمان با رايج شدن محاسن برای مردان (نوعی اجبار ناگفته)، کروات و ريش تراشيده نشانه ای از غيرانقلابی بودن توصيف شد که هنوز در فرهنگ حاکم بر ايران اتهامی سخت است.اما تغيير در پوشش مردان و زنان، همزمان با جمهوری اسلامی، روحانيون را به عنوان سنتگراترين بخش جامعه، بی نصيب نگذاشته است و بازگشت لباده [عباهای جلوبسته که تنها در ميان روحانيون نوگرای شيعه رايج است] و مهمتر از آن راه يافتن عباهای رنگ روشن که در ميان چهره های شاخص جمهوری اسلامی، اول بار رهبر فعلی جمهوری اسلامی و بعد محمد خاتمی رييس جمهور نوگرا آن را در انظار پوشيدند، نشان داد که در آن کسوت هم نيازی به پيروی از مدهای متفاوت احساس می شود.بعضی از ناظران، استفاده از شال های فلسطينی چارخانه و افزوده شدن آن به لباس روحانيت توسط آيت الله خامنه ای را هم مدی می دانند که در ميان هواداران نوع خاصی از حکومتداری رايج شده است و مانند همه مدهای ديگر، نشانه ای است از نوعی طرز تفکر.سابقه دخالت حکومت گران درمورد لباس مردمتظاهرات زنان عليه حجاب اجباری در سال 1358 - عکس از کاوه گلستانتاريخچه طولانی دخالت حکومت های ايران در پوشش مردمان، به نظرکارشناسان مسائل اجتماعی به تعبيری بر می گردد که حکومت ها از مسئوليت و رسالت خود در ساختن جامعه و فرهنگ برعهده گرفته اند. چنانکه کشف حجاب در دوران سلطنت پهلوی ها، روز آزادی زنان خوانده می شد و اجباری کردن حجاب در جمهوری اسلامی نيز مقدمه ای بر آزادی زنان به حساب آمده است.جامعه شناسان معتقدند تغيير پوشش و ظاهر زنان با مقوله شرکت زنان در جامعه ارتباط ها داشته است چنانکه اگر در سال 1314 با برداشته شدن حجاب امکان تحصيل دختران طبقه کم تعداد شهری و شرکت آنان در فعاليت های اجتماعی فراهم گشت، در حکومت روحانيون نيز اجباری شدن حجاب موجب شد که اکثريتی از زنان جامعه سنتی که قبلا مجال زيادی برای ورود به فعاليت های اجتماعی نمی يافتند، وارد عرصه شوند.هم اينک در جامعه ايران با حکومتی مذهبی و سنت گرا، تعداد دختران در حال تحصيل با پسران برابر شده و زنان محجبه در حکومت سهم يافتند و حتی مدعی رياست جمهوری و فقاهت شده اند.واکنش بخش سنت گرای جامعه و حکومت را در مقابل تحولات هفتاد ساله اخير در وضعيت زنان شايد بتوان در سخنان روز هفدهم دی امسال در مراسمی به همين مناسبت در زاهدان نشان داد.در مراسم سالگرد هفده دی، حجت الاسلام علی زاده، مدرس حوزه علميه سيستان و بلوچستان کشف حجاب را نشانه ابتذال کامل براى هويت زن مسلمان و ضربه به عفت و پاکدامنى جامعه توصيف کرده و اجبار به چادر را نشانه مقاومت در برابر تهاجم فرهنگی غرب خوانده است.فاطمه آليا، از نمايندگان محافظه کار مجلس که ماه هاست طرح مد ولباس اسلامی را دنبال می کند در همين روز از برپايی جلسه کميسيون فرهنگی مجلس در اين باره خبر داد و گفت بايد مدهای تازه را جايگزين مدهای خارجی كرده و آن را از حالت تقليدی خارج سازيم.تفاوت در شيوه هاناظران معتقدند همين اندازه که محافظه کاران و سنت گرايان در ايران اين بار قصد دارند نه با اجبار و نيروی مسلح بلکه با الگو [مد] سازی و ترويج آن، در پوشش عمومی مردم دستکاری کنند، تفاوتی اساسی در نگرش حکومتداری را به نمايش می گذارند و با دو باری که در قرن بيستم زنان و مردان ايرانی با قانون و گاه با خشونت مجبور به رعايت پوشش مطلوب حکومت ها شده اند، تفاوت ها دارد.
From: BBC News

Monday, June 05, 2006

حجا ب،تنها نشانه اسلآ می بودن جامعه اسلآ می ایران



سال 57 سال انقلاب،کمابیش همگی به خاطر داریم که پس از سالها مبارزات مبارزان از همه قشرها با همه شکنجه ها در زندانهای سیاسی و با تلاش گروههای از جان گذشته ،دست به دست به وقوع پیوست.سال عصیان مردم متحول شده،و به ناگاه سردمداران حکومت اسلامی از راه رسیده ، و به راحتی لقمه حاضر شده را بلعیدند. سپس بعد از جایگزینی حضرات شریف و حکومت اسلامی شان پاکسازیهای غیراسلامی شروع گردید،و یکی پس از دیگری برکناریها ،اعدامها و حذف گروههایی که در به ثمر رسیدن انقلاب آنچنان فعالیت کرده و در زندانها کشته دادند ، همه و همه اعدام گردیدند یا فراری و.... در این زمینه حرف بسیار است که در اینجا جای بحث آنرا نداریم و قصد از این نوشتار بحث زنان است ، که این قشر هم پس از انقلاب 57 کم صدمه ندیده و هنوز در زیر یوغ اسارت باقی مانده اند .
آری تنها 3 هفته پس از آن قیام مردمی 57 در 17 اسفند 57(8مارس1979) ًدر سال جهانی زن ً هدیه منحوس خود را تقدیم زنان بخت برگشته ایران نمود و آن اعلام حجاب اجباری بود وقشر میلیونی زنان که سهم عظیمی در انقلاب داشتند ، چه مستقیم از طریق عملکردشان و چه از طریق فرزندان از دست رفته شان ، بر سر جایشان نشانده وبه اتمام رسیدن وظیفه شان را اعلام داشته آنها را به اعتقاد خودشان به آشپزخانه شان برگرداندند. "مبارزه کافیست دیگر بر سر جایتان برگردید....".
و به دنبال آن گروههای مختلف سرکوب رسمی وغیر رسمی که اکثراً از خود زنان البته چه زنانی ،زنانی که در زیر یوغ افکار واعمال پلید خودشان بود استفاده کردند ، تحت عناوین :
گشت خواهران زینب ،گشت امربه معروف ، گشت ثارالله ، گشت خواهران ادارات ودانشگاهها بسیج مردمی ، بسیج ادارات و.....که از طریق آنان ضمانتهای اجرایی را به عهده گرفتند و تحت این عناوین چه جنایاتی که انجام نداده ونمیدهند؛به صورت زنان اسید پاشیده ،تیغ کشیده،توهین وتحقیردر اماکن عمومی ، دستگیر کردن و به زندانها بردن و به دنبال آن تجاوزات و شکنجه های روحی وروانی ، که تآثیرات آنان همچنان باقی خواهد ماند، در تمام مدت زندگی فرد واین خود نیزبسی جای بحث روانشناسی دارد، از نظر تاثیرات روانی آن بر روی فرد ،خانواده،اجتماع و...

حال به چه گناه ؟....پیدا بودن مو، بلند بودن ناخن انگشتان دست وپا،داشتن لاک ناخن،استفاده از مواد آرایشی،لباسهاوروسریهای رنگی یا عینک آفتابی .....!؟و چه مجازاتی ؟..... شلاق،پرداختهای نقدی، حبس های قابل خرید ، تعهدات کتبی، عقدهای اجباری ، تجاوز.....

- به شیوه قرون وسطایی سنگسار شدن زنان در جمهوری اسلامی تحت عنوان زنای محسنه.
- محجور تلقی کردن زن در جمهوری اسلامی وقتی که احتیاج به ولی وقیم دارد که همین قانون آنچنان حقی به گردن ولی زنان یعنی ، پدر- جد پدری- برادر – همسر- و هر جنس مذکری که سرپرستی زنان را به عهده دارد ، گذاشته که حتی میتوانند تحت عنوان دفاع از ناموس و حفظ آبرو،زن را به قتل برسانند. بدون هیچ پیرگرد قانونی، چراکه قوانین اینگونه بیان می کنند.چراکه زن در قوانین اسلامی انسان کامل محسوب نمی گردد.
- از همه این موارد که بگذریم برگردیم به مسا ئل اجتماعی محدود شده ای که پس از انقلاب اسلامی یکی پس از دیگری در قوانین جایگزین گردید و روز به روز زنان را در اجتماع محدود و محدودتر کرد، البته صرف نظراز شعارهای طلایی که بسی فراوان در کنار این قوانین بیرون آمده است. شعارهایی که فقط برای افکار بسته خودشان قابل قبول بوده وهست نه برای کسانی که دنیا وپیشرفتهای هر روزه زنان را می بینند.

-سال1371 بنا به تصویب شورای انقلاب فرهنگی حیطه مشاغل زنان اینگونه بیان
شده:مشاغلی که از سوی زنان مطلوب شارع است مثل مامایی، معلمی زنان و...ومشاغلی که مطلوب شارع نیست ،خشن ونامناسب زنان است مثل قضاوت و آتش نشانی .
-طبق تصویب اصل 163 قانون اساسی زنان از احراز منصب قضا محروم شدند .
- حذف زنان از پستهای وزارتی ،ادارات کل،مدیر کلی،معارنت.
- پایین بودن آمار زنان در هیات علمی دانشگاهها با وجود بالا بودن زنان تحصیل کرده نسبت به مردان.
- عدم حق انتخاب پوشش برای زنان که در گرمای سوزان تابستان بخصوص شهرهای جنوبی ، یک زن حق انتخاب نوع پوشش مناسب فصل حتی رنگ روشن آنرا ندارند و خیلی از اجحاف های دیگرکه باز هم از آنان گذشته به اصل موضوع خود :"حجاب تنها نشانه اسلامی بودن جامعه اسلامی ایران " بر میگردم.

آری آنچنان که همه دنیا و مردم هم میدانند و با توجه به تغییراتی که در تمام موازین انقلاب از روزهای ابتدا تا کنون شده و عوض شدن تمام شعارهای انقلابی اسلام فقط تنها چیزی که تغییر نکرده و نمی کند حجاب زنان است چرا؟ زیرا قسمت عمده احکام اسلام بر روی استعمار و سلطه بر زنان می چرخد و اگر این هم نباشد جامعه اسلامی وجود نخواهد داشت.
چطورمیتوانند قوانین اسلامی بانکی را تغییر دهند و با کلاههای شرعی ساخته شده ربا را بگونه ای دیگر اجرا کنند ؟
چطور میتوانند خیلی از روابط بین المللی که حرام اعلام می شد اکنون در زیر پرده بر قرار کنند؟ چطور؟...چطور؟....چطورهای دیگر را میتوانند؟..... اما تغییر قوانین حجاب نه؟....آری همه تغیرات امکان داشته و دارد ولیکن تغییر حجاب و از بین رفتن آن امکان ندارد ، چرا که جامعه اسلامی بدون ظاهر پوشیده برای زنان در رژیم فعلی ایران وجود خارجی ندارد .
پس ای زنآزاذه به اسم حرمت و آبرو برای تو و حجاب اجباری میخواهندخود را حفظ کنند نه بیشتر،که اگر حرمت وآبرویی برای زن قایل باشند، اجحا فها نباید صورت گرفته وبگیرد ، که متأسفانه روز به روز بیشتر میشوند . اگر حرمت گذارند چرازهرا کاظمی ها را داریم؟
آیا حرمت قایل بودند که به او تجاوز کرده و با ضربه ای ظالمانه به نامردی او را کشتند؟ و جوابی هم ندارند ، خیلی به راحتی مسٌله برایشان تمام شده و هیچ حرمتی برای زن قایل نیستند .اگر حرمت گذارند چرا سنگسارهای قرون وسطایی؟ و بسیار چراهای دیگر..... ای زن آزاده تا به کی پدر ،پدر جد، برادر ....برای تو تعین کنند راه زندگی و به عنوان حرمت وحفظ آبروی خا نوادگی، حرمت و شخصیت تو را زیر سؤال ببرند؟وتو با این پذیرش در واقع ناقص العقل بودن خود را پذیرفته باشی . تا به کی؟ چرا نمی خواهید ثابت کنید زنان هم انسانند و لازم نیست به آنان راه نشان دهند .
زنانی که مادران خانواده هایی هستند با تمام مشکلات موجود در جامعه پر از فساد اقتصادی و اجتماعی ، که قدرت کنترل خانه و خانواده را دارند،آیا توان قدرت خود و اختیار زندگی خود را ندارند ؟ حق انتخاب برای خود ندارند ؟ تا به کی ظلم ؟ تا به کی به اسم و القاب دروغین، احادیث و نقل قولهای ساختگی ، اسارت؟ تا به کی؟ تا به کی بی حرمتی به اسم حرمت؟
تا به کی از حجاب تو برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود دست خواهند یافت ؟
تا به کی پیروی از بدعتی که از صدر اسلام توسط بزرگ سر دمداران آن برای بردگی زن گذاشته شد؟

"آزاد باش ای زن"


فاطمه خونساری