Thursday, July 20, 2006

نقض حقوق زنان در جمهوری اسلامی براساس قوانین اسلامی

سخن از نقض حقوق زنان در جمهوری اسلامی بسی فراوان است و از بحث هر روزه در اکثر محافل سیاسی و غیر سیاسی می باشد و لیکن در اینجا صحبت از عناوینی خواهد شد که تأثیر قوانین موجود در اسلام بر قوانین حاکم بر ایران است که به تبع آن موقعیتی برای زنان ایجاد کرده که باعث نقض حقوق آنان گردیده. که تماماً از آیات قرآنی ، نقل قول از محمد (پیامبر اسلام) علی (امام اول شیعیان) و نوشته های خمیینی که به نام قوانین جمهوری اسلامی در ایران بر قرار گردیده.

قوانینی که به اسم قانون ، حق آزادی زن و آزاد زیستن او را گرفته ، قوانینی چون قصاص و سنگسار ، این عمل تحقیر آمیز و وحشیانه قرون وسطایی که زمانی هم در اروپا و قبل از رنسانس اجرا می گردیده اکنون برای ما اجرا کنند . حرمت شکنی ها به اسم قوانین که ایران را به بزرگترین زندان دنیا به وسعت یک کشور برایمان ساخته و تنها راه را برای نجات و رهایی از این شرایط و قوانین ضد زن که فقط ریشه در اسلام و احکام اسلامی دارند، سکولاریسم و برابری حقوق زن ومرد است و فقط فقط باید قبول کنند که زن ومرد از لحاظ قانون برابرند و ایشان نمی توانند تنها به صرف نوع ساختار و طبیعت بدنی موجود ، آنان را از حق وحقوق انسانی محروم گردانند . نمی توانند و زمانی خواهد رسید که باید آنرا بپذیرند دیر یا زود و این تنها با آگاهی از این قوانین و ترویج آن به دیگران است و تحول فکری و اینکه بدانیم با بیان آنان و عدم پذیرفتن اینچنین قوانین هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و تمام شعارهای پوچ و احادیث پوچ تر که کافر و مرتد خواهی شد مهبلاتی بیش نیست که فقط برای سوء استفاده بیشتر برای نادانی من و تو می باشد.استعمار و استسمار سالهاست که توسط این قوانین بر من و تو حاکم می باشند. قوانینی که تنها توسط مردان نوشته شده ، از محمد تا کنون . براستی کدامیک از این قوانین و احادیث ضد زن اسلامی از قول زنی گفته شده ؟

درروند این مطالب ابتدا از مهمترین کتاب اسلامی قرآن شروع کرده و سپس نهایتاً به قوانینی که از قرآن و احادیث و نقل قولها به اسم قوانین اسلامی ساخته و پرداخته شده می پردازیم وسپس قضاوت ونتیجه را به دست خودتان می سپارم و به امید اینکه واقعاً با دیدی باز توجیح و دلایلی که سالهاست بیان شده و هر انسان آزاد اندیشی با کمی تأمل و تعمق پی به بیهودگی آنان برده و می داند که تماماً جوابها و توجیحاتی که حضرات آیات، آقایان آیت الله می آورند جز سفسطه و بازی با کلماتی بیش نیست که سالهاست در حجره هایشان در دروس سفسطه گری می آموزند تا به خورد من و تو دهند . و اکنون دیگر این زمان نیست که این جوابها ، جوابی برای من و تو زنی که در پی آزاد زیستن می باشیم و آزادی نه به معنایی که باز هم آنان با کلمات خود برایمان می سازند و آزادیهای ما را آنچنان که می خواهند توصیف می کنند ، بلکه آزادی که حق هر انسانی است که بر روی زمین زندگی می کند بر اساس قوانینی که در تمام دنیا موجود است ، نه بر اساس جنس ، رنگ ، قومیت ، و غیره . بلکه به عنوان نوع بشر بودن و حق آزادی داشتن .
قرآن:همانطور که میدانیم آیاتی که در احادیث و رساله ها خیلی توصیه به خواندن و یادگیری آن برای زنان می باشد از سوره های نساء و نور است که شامل قوانین در رابطه با زنان می باشد ، آیات موجود در نور که بیشتر شامل ترساندن می باشد از آخرت ، مخصوص برای زنان نقل شده و حال تعدادی از آنان را در اینجا با هم مرور می کنیم .

نساءکه به 176 آیه به زنان اختصاص یافته :

-آیه سه :پس آن زن از زنان را به نکاح خود در آورید که شما را نیکو و مناسب عدالت است دو سه یا چهار .

همچنان که از معنای آن دریافت می شود دادن حق تعدد زوجات به مردان است که تا چهار زن را مجاز دانسته.

آیه چهار:و مهر زنان را در کمال رضایت و طیب خاطر به آنها بپردازند. پس اگر چیزی از مهر خود را روی رضا بخشیدند از آن بر خوردار شوید که آن شما را حلال است.

البته همانطور که همگی میدانیم این حلال کردن راههای بسیار دارد .... که نیاز به توضیح ندارد.

آیات یازده و دوازده:تقسیم نا عادلانه ارثیه زنان و دختران را بیان می کند که به زنان 8/1 و دختران 4/1 و پسران 2/1 ارث تعلق می گیرد. براستی چرا این نا برابری؟
زنی که سالهای سال از جوانی خود در راه اتلای یک مرد گذاشته و او را همراهی کرده تا به امیال خود رسیده ، کامیاب گردیده و سپس وقتی خوب تمام سختیها را پشت سر گذاشته و اگر از دو موضوع جان سالم به در ببرد، اولاً: تعدد زوجات، دوماً: طلاق( که در آن قوانینی بسی جالب تر وجود دارد) و زندگی مشترک با مرگ به پایان برساند ، از این همه زندگی مشترک ثمره آن بیش از 8/1 برای زن ستمدیده نمیباشد و زن دیگر که دختر میباشد 4/1 چرا؟ به چه دلیل این عدم برابری؟
آیه پانزدهم: زنانی که عمل ناشایسته کنند چهار شاهد مسلمان بر آنها بخواهید، چنانچه شهادت دادند در این صورت آنان را در خانه نگه دارید تا عمرشان به پایان رسد یا خدا برای آنها راهی پدیدار گرداند(یعنی توبه یا حد مقرر شود )....؟
در صورتی که در مورد مردان اصلاً صحبتی در میان نمی باشد!

-آیات نوزده و بیستم: اگر خواستید زنی را رها کرده و زنی دیگر به جای او اختیار کنید و مال بسیاری مهر او کرده اید البته نباید باز گیرید چیزی از مهر او و چگونه مهر آنان را خواهید گرفت در صورتی که هر کسی به حق خود رسیده : مرد به لذت و آسایش و زن به نفقه و مهر خود.

-آیه سی وچهارم : مردان را بر زنان تسلط است و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خداوند بعضی را بر بعضی مقرر داشته .... (عقل و نیروی مرد به زن) پس زنان شایسته مطیع ، آنهایند که در غیبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند و آنچه را خدا به حفظ آن امر فرموده نگه دارند و زنانی که مخالفت و نافرمانی آنان بیمناکید ، باید نخست آنها را موعظه کنید و اگر مطیع نشوند از خوابگاه آنها دوری گزینید اگر باز هم مطیع نشوند آنها را به زدن تنبیه کنید (؟؟؟) چنانچه اطاعت کردند دیگر بر آنها حق هیچگونه ستم ندارید.... (نشان برتری عقل مرد به زن و دلیل زور وظلم بیشتر بر زن از جانب مردان ....؟؟؟

- سوره نور آیه سی ویک : زنها باید سینه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند.
- سوره نور آیه پنجاه و نه: ای پیامبر با زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که خویشتن را به چادر بپوشانند که این کار برای اینکه آنها با عفت شناخته شوند، تا از تعرض و جسارت (هوس رانان ) آزار نکشند و بر آنان بسیار بهتر است.

و لابد در غیر این صورت جناب آقایان هوس ران حق هر عملی را دارند فقط به صرف اینکه زنان بنا به گفته قرآن عمل نکرده و چادر نگذاشته پس جریمه شان همان تعدی و دست درازی مردانی است که هیچ منع قانونی برایشان نیست ، کما اینکه بسیار دیده شده و می شود اعمال شنیع و نا پسندی که در جواب همین گفته شده : میخواستید حفظ حجاب کنید وچادر بپوشید ..... به به از این جامعه زیبای اسلامی !

نهج الفصاحه : همچنان که می شناسید این کتاب یکی از معتبرترین اسناد اسلامی است که شامل کلمات قصار و خطبه ها و نظرات محمد در رابطه همه چیز از منجمله زنان می باشد :

شماره یک: از هیچ فتنه ای که خطرناک تراز زن وشراب باشد، برای امت خویش بیم ندارم ..... زن = شراب و فتنه (فرهنگ لغت اسلامی )

شماره دو: از دنیا بترسید و از زنان بپرهیزید، زیرا که شیطان نگران در کمین است وهیچ یک از دامهای وی (شیطان) برای پرهیز کاران مانند زنان مورد اطمینان نیست.

شماره سه: ای مردان مسلمان بر شما واجب است که از بی لباسی برای نگهداری زنان در خانه کمک جویید، زیرا زن وقتی لباس فراوان و زینت کامل دارد، میل به بیرون رفتن دارد.

شماره چهار: درباره زنان از خدا بترسید که آنها در پیش شما اسیرند.

شماره پنج : بهترین زنان آنانند که رویش خوبتر، مهرش کمتراست.
پس زنان بخت برگشته ای که روی خوب و زیبا ندارند چه گناهی کرده اند و چه باید بکنند ؟؟واقعاً که مضحک است چنین معیاری.

شماره شش: بهترین زنان زنی است که با تن و مال خود از شوهرش فرمان می برد و بر خلاف رضایت شوهرش کاری نمی کند. (عجب معیار زیبایی)

شماره هفت: خطرناکترین دشمن تو زن توست که با تو همخوابه است و مملوک تو. چه باید گفت در مورد این یکی؟

شماره هشت: بیشترین اهل جهنم زنانند.

شماره نه:محکم ترین سلاح شیطان زنان هستند.

شماره ده: بهترین مسجد زنان کنج خانه هاست.

شماره یازده: اگر به کسی دستور می دادم که کسی را سجده کند، به زن دستور می دادم تا شوهرش را سجده کند( به چه دلیل؟؟؟)

شماره دوازده:بهترین سرگرمی برای زنان دستگاه نخ ریسی است.

شماره سیزده:فرزندان پسر را شنا و تیر اندازی بیاموزید و دختران را نخ ریسی.

خوب در اینجا قضاوت را به تو ای خواننده عزیز وا می گذارم تا خود ببینی و قضاوت نمایی به نظرات بزرگ سردمدار اسلام در رابطه با زن..... آیا این است آن مقام والای زن؟

نهج البلاغه: و حال به خطبه ای از نهج البلاغه توجه کنیم که باز هم از معروفترین و معتبر ترین کتب اسلامی است:

مردم! ایمان زنان ناتمام است،بهره آنان ناتمام است، خرد ایشان ناتمام است. نشانه ناتمامی ایمان،معذور بودنشان از نماز و روزه است به هنگام عادتشان. ونقصان بهره ایشان، نصف بودن سهم آنان از میراث نسبت به سهم مردان و نشانه ناتمامی خرد آنان این بود که گواهی دو زن چون گواهی یک مرد به حساب رود. پس از زنان بپرهیزید و خود را از نیکانشان واپایید تا در کار زشت طمع نکنند،از آنان اطاعت ننماید خطبه هشتاد

چه تفاسیر زیبایی شده است برای ایمان، بهره وخرد برای زنان بیچاره در اسلام توسط ابرمردشان علی امام اول براستی معیارها بر چه اساس است؟ آیا واقعاٌ ناتمامی زن بدلیل معذوریت ، این مسئله که ساختار طبیعی زن میباشد، صحیح است؟ و آیا این بی عدالتی نیست که از طرف به اصطلاح عادلترین مرد دین اسلام بیان گردیده؟

و اما از قوانین مدنی و احکام جمهوری اسلامی که بر گرفته از 1- قرآن 2-سنت(پیامبر) 3-امامت(دوازده امام) 4-اجماع(علمای دینی و فقها) 5- وبالاخره عقل و فتوا

اصل 167- در جمهوری اسلامی هرگز یک غیر مسلمان و یک زن به مقام قضاوت نخواهد رسید.

ماده226- و اما پست ترین انسانها در این نظام نامسلمان اند که شامل: کافران، مشرکان، بهائیان و کسانی که ترک دین اسلام را کنند، میباشند ...اینها در حکومت خدا نه تنها از هیچ حقوقی بهره مند نیستند بلکه کشتن آنها از نظر شرعی حتی واجب نیز می باشد.

اصل 19- مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی بر خوردارندو رنگ و نژاد و زبان مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود(جنسیت و مذهب حذف شده)در جمهوری اسلامی مسلمان شیعه و مرد بودن است که سبب امتیاز انسانها می گردد!

اصل20-همه افراد ملت اعم از مرد وزن یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همۀ حقوق انسانی، سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام بر خوردارند ( همه اینها مستلزم رعایت موازین اسلامی است در غیر اینصورت ، دیگر هی )

حقوق مدنی :

1132- مرد میتواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق بدهد.


1108- اگر زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه (خرج روزانه ) نخواهد بود.(همان ناشزه که در قرآن گفته شده)

237- قتل عمد با شهادت دو مرد عادل ثابت می شود (یعنی در قتل عمد شهادت زنان اعتباری ندارد)

258- پول خون (دیه) مردان دو برابر زنان است.

1059- مرد مسلمان حق دارد چهار زن عقد دائمی کند و در مورد صیغه نیز برای مرد مسلمان شیعه محدودیت قانونی وجود ندارد و در قانون مدنی : مردان در انتخاب همسر کاملاٌ آزاد می باشند و می توانند که با زن غیر مسلمان (1060)با تبعه خارجی ازدواج کنند.

1114- زن باید در منزلی که شوهر تعین می کند سکنی گزیند.

1117- شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنفی که منافی مصالح خوانوادگی و حیثیات خود زن باشد منع کند.

1105- در روابط میان زن و مرد ریاست خوانواده از خصایص شوهر است.

907- مردان دو برابر سهم زنان ارث می برند.

و اکنون آیا به نظر شما نباید برای تغییر در این قوانین که سالهاست باعث اسارت زن شده تعرضی کردو آیا هنوز باید سر بندگی داشت؟ نه...... و آفرین بر تو ای زن آزاده که اعتراض خود را شروع کرده ای . همگی باید شروع کنیم با هر توانی که داریم در این راه ، که هر تغییری در فرهنگ و اصول جامعه از ما زنان است.
به امبد روزی که در جامعه ای با قوانین غیر دینی و مطابق با اصول انسانی و برابر بین زن و مرد یعنی داشتن سکولاریسم و برابری زن ومرد در همه حقوق باشیم که تنها از راه تحولات در فرهنگ جامعه و تغییر افکار جامعه امکان پذیر می باشد.

ف- خونساری






Monday, July 03, 2006

كوچك زيبا نيست! (احمد زيدآبادي

سايت تبريز نيوز از خطر جاني براي امير حسين موحدي روزنامه‌نگار زنداني در مشكين شهر خبر داده است.
ما همگي سالهاست نسبت به وضعيت بغرنج زندانيان سياسي و عقيدتي در شهرستان‌هاي مختلف ايران هشدار مي‌دهيم، اما اين هشدارها نتيجه مثبتي در پي نداشته است.
واقعيت اين است كه وقتي پايمان را از تهران بيرون مي‌گذاريم، گويي وارد دنياي سياسي متفاوتي شده‌ايم، اين تفاوت به هر ميزان كه از تهران دورتر شويم و يا به شهرهاي كوچكتر گذر كنيم، بهتر و بيشتر احساس مي‌شود.
بيهوده نيست كه اغلب نخبگان سياسي و فرهنگي ايران به جز تهران قادر به زندگي در شهر ديگري نيستند.تهران گر چه بي‌حد شلوغ است و ترافيك و آلودگي‌ هوايش دائما سوهان به اعصاب آدمي مي‌كشد، اما جايي است كه شايد به علت انبوه جمعيت، آدم‌ها احساس آزادي بيشتري مي‌كنند و يا دست كم اينكه وقتي به دلايل سياسي به خطر مي‌افتند، صدايشان به گوش كسي مي‌رسد.
در شهرستان‌ها اما به درجات مختلف، فضاي سياسي و امنيتي سنگين و طاقت ‌فرساست. من هنوز وقتي كه به شهر زادگاهم [سيرجان] مي‌روم، نه فقط امكان برگزاري جلسه‌اي عمومي برايم فراهم نيست، بلكه بسياري از دوستانم حتي از ديدنم به صورت خصوصي بيم دارند.
به گمانم شهر هر اندازه كه بزرگتر باشد، نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي نيز مشغوليت‌هاي بيشتري پيدا مي‌كنند، اما در شهرستان‌ها كه نه فعاليت خاص سياسي است و نه انتشار نشريه‌اي انتقادي، معدود افراد فعال در حوزه سياسي و يا مطبوعاتي، اهداف امنيتي دم دستي به شمار مي‌روند كه دائم تحت كنترل‌اند و اگر هم گذارشان به بازداشت و زندان بيفتد، بر خلاف زندانيان پايتخت، نه مطلبي در باره‌شان انتشار مي‌يابد، نه مراسمي در تجليل‌شان به پا مي‌شود و نه اصولا مورد حمايت كسي يا نهادي قرار مي‌گيرند.
در واقع، افرادي كه در شهرستان‌ها به اتهام نوشتن مطلبي و يا ايراد سخني و يا انجام فعاليتي كارشان به دادگاه مي‌كشد، اگر همان كار را در تهران كرده باشند، اي بسا هرگز موردي براي اتهام تلقي نشود.
گويا در كشور ما كوچك زيبا نيست! اين پديده در عين حال، نشانگر آن است كه نه تنها نهادهاي مختلف حاكم از يك سياست واحد پيروي نمي‌كنند، بلكه در هر منطقه جغرافيايي نيز اصحاب قدرت هر كدام به شيوه و روش خاص خود عمل مي‌كنند.
براي نمونه، سال پيش قرار بود سميناري به مناسبت سال‌روز ولادت "پيغمبر دزدان" در سيرجان با بودجه شخصي يك از نوادگان او برگزار شود. اينكه مسئولان شهر نسبت به حضور من در آن سمينار حساسيت نشان دهند، امر قابل دركي است، اما امام جمعه شهر كه از قضا اهل سياست هم نيست، اعلام كرد كه اگر پاي باستاني پاريزي به سمينار برسد، كفن مي‌پوشد و چنين و چنان مي‌كند!
از آنجا كه بدون حضور استاد باستاني پاريزي بزرگ داشت پيغمبر دزدان معنا و مفهومي نداشت، برگزاري سمينار كه مقدمات آن كلي مخارج روي دست نواده پيغمبر دزدان گذاشته بود، لغو شد.
استاد باستاني پاريزي كه تلويزيون دولتي ايران با خواهش و تمنا او را به پشت دوربين مي‌برد، در شهرستان خودش حق حضور در يك سمينار تاريخي ندارد!
اين به معناي نوعي بازگشت به عصر ملوك‌الطوايفي در ايران است. قدرتمندان محلي اين بار با گرفتن حكمي دولتي، گر چه در اطاعت مركزند، اما در حيطه قلمرو خود خدايي مي‌كنند.
از اين رو دشواري‌هاي زندگي سياسي و حتي گاهي غير سياسي در شهرستان‌ها چند برابر تهران شده است و در اين ميان اگر روزنامه‌نگاري محلي و يا فعالي سياسي در شهرستاني به زندان افتد، اغلب نه اتهاماتش اعلام مي‌شود، نه تضميني براي رفتار قانونمند با او وجود دارد و نه جلب توجهي مي‌كند.
بر اين اساس، اگر انجمن‌هاي مدافع حقوق بشر، بخش شهرستان‌هاي خود را فعال‌تر كنند و مطبوعات اخبار زندانيان عقيدتي و سياسي در شهرستان‌ها را ملموس‌تر پوشش دهند و وبلاگ‌ها و سايت‌ها نيز كه محدوديت كمتري دارند در اين باره فعال‌تر برخورد كنند، احتمال كاهش درد و رنج اين دسته از انسان‌هاي مظلوم و غريب كه امير حسين موحدي فقط يكي از آنهاست، وجود خواهد داشت.