<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss'><id>tag:blogger.com,1999:blog-29212235</id><updated>2009-02-21T08:20:57.961-08:00</updated><title type='text'>RAHAYIE ZANAN</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>Fateme khonsari</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06629578394962109527</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>6</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-29212235.post-115343525119674973</id><published>2006-07-20T15:34:00.000-07:00</published><updated>2006-07-20T15:40:51.203-07:00</updated><title type='text'>نقض حقوق زنان در جمهوری اسلامی براساس قوانین اسلامی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;سخن از نقض حقوق زنان در جمهوری اسلامی بسی فراوان است و از بحث هر روزه در اکثر محافل سیاسی و غیر سیاسی می باشد و لیکن در اینجا صحبت از عناوینی خواهد شد که تأثیر قوانین موجود در اسلام بر قوانین حاکم بر ایران است که به تبع آن موقعیتی  برای زنان ایجاد کرده که  باعث نقض حقوق آنان گردیده. که تماماً از آیات قرآنی ، نقل قول از محمد (پیامبر اسلام) علی (امام اول شیعیان) و نوشته های خمیینی که به نام قوانین جمهوری اسلامی در ایران بر قرار گردیده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قوانینی که به اسم قانون ، حق آزادی زن  و آزاد زیستن او را گرفته ، قوانینی چون قصاص و سنگسار ، این عمل تحقیر آمیز و وحشیانه قرون وسطایی که زمانی هم در اروپا و قبل از رنسانس اجرا می گردیده اکنون برای ما اجرا کنند . حرمت شکنی ها به اسم قوانین که ایران را به بزرگترین زندان دنیا به وسعت یک کشور برایمان ساخته و تنها راه را برای نجات و رهایی از این شرایط و قوانین ضد زن که فقط ریشه در اسلام و احکام اسلامی دارند، سکولاریسم و برابری حقوق زن ومرد است و فقط فقط  باید قبول کنند که زن ومرد از لحاظ قانون برابرند و ایشان نمی توانند تنها به صرف نوع ساختار و طبیعت بدنی موجود ، آنان را از حق وحقوق انسانی محروم گردانند . نمی توانند و زمانی خواهد رسید که باید آنرا بپذیرند دیر یا زود و این تنها با آگاهی از این قوانین و ترویج آن به دیگران است و تحول فکری و اینکه بدانیم با بیان آنان و عدم پذیرفتن اینچنین  قوانین هیچ  اتفاقی نخواهد  افتاد و تمام شعارهای  پوچ و احادیث  پوچ تر که  کافر و مرتد خواهی شد مهبلاتی  بیش نیست  که فقط  برای سوء استفاده  بیشتر برای  نادانی  من و         تو می باشد.استعمار و استسمار سالهاست که توسط این قوانین بر من و تو حاکم می باشند. قوانینی که تنها توسط مردان نوشته شده ، از محمد تا کنون . براستی کدامیک از این قوانین و احادیث ضد زن اسلامی از قول زنی گفته شده ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درروند این مطالب ابتدا از مهمترین کتاب اسلامی قرآن شروع کرده و سپس نهایتاً به قوانینی که از قرآن و احادیث و نقل قولها به اسم قوانین اسلامی ساخته و پرداخته شده می پردازیم وسپس قضاوت ونتیجه را به دست خودتان می سپارم و به امید اینکه واقعاً با دیدی باز توجیح و دلایلی که سالهاست بیان شده و هر انسان آزاد اندیشی با کمی تأمل و تعمق پی به بیهودگی آنان برده و می داند که تماماً جوابها و توجیحاتی که حضرات آیات، آقایان آیت الله می آورند جز سفسطه و  بازی با کلماتی بیش نیست که سالهاست در حجره هایشان در دروس سفسطه گری می آموزند تا به خورد من و تو دهند . و اکنون دیگر این زمان نیست که این جوابها ، جوابی برای من و تو زنی که در پی آزاد زیستن می باشیم و آزادی نه به معنایی که باز هم آنان با کلمات خود برایمان می سازند و آزادیهای ما را آنچنان که می خواهند توصیف می کنند ، بلکه آزادی که حق هر انسانی است که بر روی زمین زندگی می کند بر اساس قوانینی که در تمام دنیا موجود است ، نه بر اساس جنس ، رنگ ، قومیت ، و غیره . بلکه به عنوان نوع بشر بودن و حق آزادی داشتن .                 &lt;br /&gt;قرآن:همانطور که میدانیم آیاتی که در احادیث و رساله ها خیلی توصیه به خواندن و یادگیری آن برای زنان می باشد از سوره های نساء و نور است که شامل قوانین در رابطه با زنان می باشد ،   آیات موجود در نور که بیشتر شامل ترساندن می باشد از آخرت ، مخصوص برای زنان نقل شده و حال تعدادی از آنان را در اینجا با هم مرور می کنیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نساءکه به 176 آیه به زنان اختصاص یافته :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-آیه سه :پس آن زن از زنان را به نکاح خود در آورید که شما را نیکو و مناسب عدالت است دو سه یا چهار .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنان که از معنای آن دریافت می شود دادن حق تعدد زوجات به مردان است که تا چهار زن را مجاز دانسته.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیه چهار:و مهر زنان را در کمال رضایت و طیب خاطر به آنها بپردازند. پس اگر چیزی از مهر خود را روی رضا بخشیدند از آن بر خوردار شوید که آن شما را حلال است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته همانطور که همگی میدانیم این حلال کردن راههای بسیار دارد  .... که نیاز  به توضیح ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیات یازده و دوازده:تقسیم نا عادلانه ارثیه زنان و دختران را بیان می کند که به زنان 8/1 و دختران 4/1 و پسران 2/1 ارث تعلق می گیرد.  براستی چرا این نا برابری؟ &lt;br /&gt;زنی که سالهای سال از جوانی خود در راه اتلای یک مرد گذاشته و او را همراهی کرده تا به امیال خود رسیده ، کامیاب گردیده و سپس وقتی خوب تمام سختیها را پشت سر گذاشته و اگر از دو موضوع جان سالم به در ببرد، اولاً: تعدد زوجات، دوماً: طلاق( که در آن قوانینی بسی جالب تر وجود دارد)  و زندگی مشترک با مرگ به پایان برساند ، از این همه زندگی مشترک ثمره آن بیش از 8/1 برای زن ستمدیده نمیباشد و زن دیگر که دختر میباشد 4/1 چرا؟ به چه دلیل این عدم برابری؟ &lt;br /&gt;آیه پانزدهم: زنانی که عمل ناشایسته کنند چهار شاهد مسلمان بر آنها بخواهید، چنانچه شهادت دادند در این صورت آنان را در خانه نگه دارید تا عمرشان به پایان رسد یا خدا برای آنها راهی پدیدار گرداند(یعنی توبه یا حد مقرر شود )....؟ &lt;br /&gt;در صورتی که در مورد مردان اصلاً صحبتی در میان نمی باشد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-آیات نوزده و بیستم: اگر خواستید زنی را رها کرده و زنی دیگر به جای او اختیار کنید و مال بسیاری مهر او کرده اید البته نباید باز گیرید چیزی از مهر او و چگونه مهر آنان را خواهید گرفت در صورتی که هر کسی به حق خود رسیده : مرد به لذت و آسایش و زن به نفقه و مهر خود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-آیه سی وچهارم : مردان را بر زنان تسلط است و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خداوند بعضی  را بر بعضی مقرر داشته .... (عقل و نیروی مرد به زن) پس زنان  شایسته  مطیع ، آنهایند که در غیبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند و آنچه را خدا به حفظ آن امر فرموده نگه دارند و زنانی که مخالفت و نافرمانی آنان بیمناکید ، باید نخست آنها را موعظه کنید و اگر مطیع نشوند از خوابگاه آنها دوری گزینید اگر باز هم مطیع نشوند آنها را به زدن تنبیه کنید (؟؟؟) چنانچه اطاعت کردند دیگر بر آنها حق هیچگونه ستم ندارید.... (نشان برتری عقل مرد به زن و دلیل زور وظلم بیشتر بر زن از جانب مردان ....؟؟؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- سوره نور آیه سی ویک : زنها باید سینه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند.&lt;br /&gt;- سوره نور آیه پنجاه و نه: ای پیامبر با زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که خویشتن را به چادر بپوشانند که این کار برای اینکه آنها با عفت شناخته شوند، تا از تعرض و جسارت (هوس رانان ) آزار نکشند و بر آنان بسیار بهتر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و لابد در غیر این صورت جناب آقایان هوس ران حق هر عملی را دارند فقط به صرف اینکه  زنان بنا به گفته قرآن عمل نکرده و چادر نگذاشته  پس جریمه شان همان تعدی و دست درازی مردانی است که هیچ منع قانونی برایشان نیست ، کما اینکه بسیار دیده شده و می شود اعمال شنیع و نا پسندی که در جواب همین گفته شده : میخواستید حفظ حجاب کنید وچادر بپوشید ..... به به از این جامعه زیبای اسلامی !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نهج الفصاحه : همچنان که می شناسید این کتاب یکی از معتبرترین اسناد اسلامی است که شامل کلمات قصار و خطبه ها و نظرات محمد در رابطه همه چیز از منجمله زنان می باشد :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره یک: از هیچ فتنه ای که خطرناک تراز زن وشراب باشد، برای امت خویش بیم ندارم ..... زن = شراب و فتنه                     (فرهنگ لغت اسلامی )&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;شماره دو: از دنیا بترسید و از زنان بپرهیزید، زیرا که شیطان نگران در کمین است وهیچ یک از دامهای وی (شیطان) برای پرهیز کاران مانند زنان مورد اطمینان نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره سه: ای مردان مسلمان بر شما واجب است که از بی لباسی برای نگهداری زنان در خانه کمک جویید، زیرا زن وقتی لباس فراوان و زینت کامل دارد، میل به بیرون رفتن دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره چهار: درباره زنان از خدا بترسید که آنها در پیش شما اسیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره پنج : بهترین زنان آنانند که رویش خوبتر، مهرش کمتراست.&lt;br /&gt;پس زنان بخت برگشته ای که روی خوب و زیبا ندارند چه گناهی کرده اند و چه باید بکنند ؟؟واقعاً که مضحک است چنین معیاری.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره شش: بهترین زنان زنی است که با تن و مال خود از شوهرش فرمان می برد و بر خلاف رضایت شوهرش کاری نمی کند. (عجب معیار زیبایی)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره هفت: خطرناکترین  دشمن  تو زن توست که با تو همخوابه است و مملوک تو. چه باید گفت در مورد این یکی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره هشت: بیشترین اهل جهنم زنانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره نه:محکم ترین سلاح شیطان زنان هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره ده: بهترین مسجد زنان کنج خانه هاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره یازده: اگر به کسی دستور می دادم که کسی را سجده کند، به زن دستور می دادم تا شوهرش را سجده کند( به چه دلیل؟؟؟)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره دوازده:بهترین سرگرمی برای زنان دستگاه نخ ریسی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره سیزده:فرزندان پسر را شنا و تیر اندازی بیاموزید و دختران را نخ ریسی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب در اینجا قضاوت را به تو ای خواننده عزیز وا می گذارم تا خود ببینی و قضاوت نمایی به نظرات بزرگ سردمدار اسلام در رابطه با زن..... آیا این است آن مقام والای زن؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نهج البلاغه: و حال به خطبه ای از نهج البلاغه توجه کنیم که باز هم از معروفترین و معتبر ترین کتب اسلامی است: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم! ایمان  زنان ناتمام است،بهره آنان ناتمام است، خرد ایشان ناتمام است. نشانه ناتمامی ایمان،معذور بودنشان از نماز و روزه است به هنگام عادتشان. ونقصان بهره ایشان، نصف بودن سهم آنان از میراث  نسبت به سهم مردان و نشانه ناتمامی خرد آنان این بود که گواهی دو زن چون گواهی یک مرد به حساب رود. پس از زنان بپرهیزید و خود را از نیکانشان واپایید تا در کار زشت طمع نکنند،از آنان اطاعت ننماید           خطبه هشتاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه تفاسیر زیبایی شده است برای ایمان، بهره وخرد برای زنان بیچاره در اسلام توسط ابرمردشان علی امام اول براستی معیارها بر چه اساس است؟ آیا واقعاٌ ناتمامی زن بدلیل معذوریت ، این مسئله که ساختار طبیعی زن میباشد، صحیح است؟ و آیا این بی عدالتی نیست که از طرف به اصطلاح عادلترین مرد دین اسلام بیان گردیده؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; و اما از قوانین مدنی و احکام جمهوری اسلامی که بر گرفته از 1- قرآن 2-سنت(پیامبر)          3-امامت(دوازده امام) 4-اجماع(علمای دینی و فقها) 5- وبالاخره عقل و فتوا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل 167- در جمهوری اسلامی هرگز یک غیر مسلمان و یک زن به مقام قضاوت نخواهد رسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماده226- و اما پست ترین انسانها در این نظام نامسلمان اند که شامل: کافران، مشرکان، بهائیان و کسانی که ترک دین اسلام را کنند، میباشند ...اینها در حکومت خدا نه تنها از هیچ حقوقی بهره مند نیستند بلکه کشتن آنها از نظر شرعی حتی واجب نیز می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل 19- مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی بر خوردارندو رنگ و نژاد و زبان مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود(جنسیت و مذهب حذف شده)در جمهوری اسلامی مسلمان شیعه و مرد بودن است که سبب امتیاز انسانها می گردد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل20-همه افراد ملت اعم از مرد وزن یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همۀ حقوق انسانی، سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام بر خوردارند ( همه اینها مستلزم رعایت موازین اسلامی است در غیر اینصورت ، دیگر هی ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقوق مدنی :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1132- مرد میتواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق بدهد.   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1108- اگر زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه (خرج روزانه ) نخواهد بود.(همان ناشزه که در قرآن گفته شده)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;237- قتل عمد با شهادت دو مرد عادل ثابت می شود (یعنی در قتل عمد شهادت زنان اعتباری ندارد)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;258- پول خون (دیه) مردان دو برابر زنان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1059- مرد مسلمان حق دارد چهار زن عقد دائمی کند و در مورد صیغه نیز برای مرد مسلمان شیعه محدودیت قانونی  وجود ندارد و در قانون مدنی : مردان  در انتخاب همسر کاملاٌ آزاد می باشند و   می توانند که با زن غیر مسلمان (1060)با تبعه خارجی ازدواج کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1114- زن باید در منزلی که شوهر تعین می کند سکنی گزیند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1117- شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنفی که منافی مصالح خوانوادگی و حیثیات خود زن باشد منع کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1105- در روابط میان زن و مرد ریاست خوانواده از خصایص شوهر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;907- مردان دو برابر سهم زنان ارث می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اکنون آیا به نظر شما نباید برای تغییر در این قوانین که سالهاست باعث اسارت زن شده تعرضی کردو آیا هنوز باید سر بندگی داشت؟  نه...... و آفرین بر تو ای زن آزاده که اعتراض خود را شروع کرده ای . همگی باید شروع کنیم با هر توانی که داریم در این راه ، که هر تغییری در فرهنگ و اصول جامعه از ما زنان است.&lt;br /&gt;به امبد روزی که در جامعه ای با قوانین غیر دینی و مطابق با اصول انسانی و برابر بین زن و مرد یعنی داشتن سکولاریسم و برابری زن ومرد در همه حقوق باشیم که تنها از راه تحولات در فرهنگ جامعه و تغییر افکار جامعه  امکان پذیر می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                                                            ف- خونساری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/29212235-115343525119674973?l=rahayiezanan.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/feeds/115343525119674973/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=29212235&amp;postID=115343525119674973' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/115343525119674973'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/115343525119674973'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/2006/07/blog-post_20.html' title='نقض حقوق زنان در جمهوری اسلامی براساس قوانین اسلامی'/><author><name>Fateme khonsari</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06629578394962109527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03148000812052445049'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-29212235.post-115196266181586618</id><published>2006-07-03T14:33:00.000-07:00</published><updated>2006-07-03T14:38:01.616-07:00</updated><title type='text'>كوچك زيبا نيست! (احمد زيدآبادي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;سايت تبريز نيوز از خطر جاني براي امير حسين موحدي روزنامه‌نگار زنداني در مشكين شهر خبر داده است.&lt;br /&gt;ما همگي سالهاست نسبت به وضعيت بغرنج زندانيان سياسي و عقيدتي در شهرستان‌هاي مختلف ايران هشدار مي‌دهيم، اما اين هشدارها نتيجه مثبتي در پي نداشته است.&lt;br /&gt;واقعيت اين است كه وقتي پايمان را از تهران بيرون مي‌گذاريم، گويي وارد دنياي سياسي متفاوتي شده‌ايم، اين تفاوت به هر ميزان كه از تهران دورتر شويم و يا به شهرهاي كوچكتر گذر كنيم، بهتر و بيشتر احساس مي‌شود.&lt;br /&gt;بيهوده نيست كه اغلب نخبگان سياسي و فرهنگي ايران به جز تهران قادر به زندگي در شهر ديگري نيستند.تهران گر چه بي‌حد شلوغ است و ترافيك و آلودگي‌ هوايش دائما سوهان به اعصاب آدمي مي‌كشد، اما جايي است كه شايد به علت انبوه جمعيت، آدم‌ها احساس آزادي بيشتري مي‌كنند و يا دست كم اينكه وقتي به دلايل سياسي به خطر مي‌افتند، صدايشان به گوش كسي مي‌رسد.&lt;br /&gt;در شهرستان‌ها اما به درجات مختلف، فضاي سياسي و امنيتي سنگين و طاقت ‌فرساست. من هنوز وقتي كه به شهر زادگاهم [سيرجان] مي‌روم، نه فقط امكان برگزاري جلسه‌اي عمومي برايم فراهم نيست، بلكه بسياري از دوستانم حتي از ديدنم به صورت خصوصي بيم دارند.&lt;br /&gt;به گمانم شهر هر اندازه كه بزرگتر باشد، نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي نيز مشغوليت‌هاي بيشتري پيدا مي‌كنند، اما در شهرستان‌ها كه نه فعاليت خاص سياسي است و نه انتشار نشريه‌اي انتقادي، معدود افراد فعال در حوزه سياسي و يا مطبوعاتي، اهداف امنيتي دم دستي به شمار مي‌روند كه دائم تحت كنترل‌اند و اگر هم گذارشان به بازداشت و زندان بيفتد، بر خلاف زندانيان پايتخت، نه مطلبي در باره‌شان انتشار مي‌يابد، نه مراسمي در تجليل‌شان به پا مي‌شود و نه اصولا مورد حمايت كسي يا نهادي قرار مي‌گيرند.&lt;br /&gt;در واقع، افرادي كه در شهرستان‌ها به اتهام نوشتن مطلبي و يا ايراد سخني و يا انجام فعاليتي كارشان به دادگاه مي‌كشد، اگر همان كار را در تهران كرده باشند، اي بسا هرگز موردي براي اتهام تلقي نشود.&lt;br /&gt;گويا در كشور ما كوچك زيبا نيست! اين پديده در عين حال، نشانگر آن است كه نه تنها نهادهاي مختلف حاكم از يك سياست واحد پيروي نمي‌كنند، بلكه در هر منطقه جغرافيايي نيز اصحاب قدرت هر كدام به شيوه و روش خاص خود عمل مي‌كنند.&lt;br /&gt;براي نمونه، سال پيش قرار بود سميناري به مناسبت سال‌روز ولادت "پيغمبر دزدان" در سيرجان با بودجه شخصي يك از نوادگان او برگزار شود. اينكه مسئولان شهر نسبت به حضور من در آن سمينار حساسيت نشان دهند، امر قابل دركي است، اما امام جمعه شهر كه از قضا اهل سياست هم نيست، اعلام كرد كه اگر پاي باستاني پاريزي به سمينار برسد، كفن مي‌پوشد و چنين و چنان مي‌كند!&lt;br /&gt;از آنجا كه بدون حضور استاد باستاني پاريزي بزرگ داشت پيغمبر دزدان معنا و مفهومي نداشت، برگزاري سمينار كه مقدمات آن كلي مخارج روي دست نواده پيغمبر دزدان گذاشته بود، لغو شد.&lt;br /&gt;استاد باستاني پاريزي كه تلويزيون دولتي ايران با خواهش و تمنا او را به پشت دوربين مي‌برد، در شهرستان خودش حق حضور در يك سمينار تاريخي ندارد!&lt;br /&gt;اين به معناي نوعي بازگشت به عصر ملوك‌الطوايفي در ايران است. قدرتمندان محلي اين بار با گرفتن حكمي دولتي، گر چه در اطاعت مركزند، اما در حيطه قلمرو خود خدايي مي‌كنند.&lt;br /&gt;از اين رو دشواري‌هاي زندگي سياسي و حتي گاهي غير سياسي در شهرستان‌ها چند برابر تهران شده است و در اين ميان اگر روزنامه‌نگاري محلي و يا فعالي سياسي در شهرستاني به زندان افتد، اغلب نه اتهاماتش اعلام مي‌شود، نه تضميني براي رفتار قانونمند با او وجود دارد و نه جلب توجهي مي‌كند.&lt;br /&gt;بر اين اساس، اگر انجمن‌هاي مدافع حقوق بشر، بخش شهرستان‌هاي خود را فعال‌تر كنند و مطبوعات اخبار زندانيان عقيدتي و سياسي در شهرستان‌ها را ملموس‌تر پوشش دهند و وبلاگ‌ها و سايت‌ها نيز كه محدوديت كمتري دارند در اين باره فعال‌تر برخورد كنند، احتمال كاهش درد و رنج اين دسته از انسان‌هاي مظلوم و غريب كه امير حسين موحدي فقط يكي از آنهاست، وجود خواهد داشت. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/29212235-115196266181586618?l=rahayiezanan.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/feeds/115196266181586618/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=29212235&amp;postID=115196266181586618' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/115196266181586618'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/115196266181586618'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/2006/07/blog-post.html' title='كوچك زيبا نيست! (احمد زيدآبادي'/><author><name>Fateme khonsari</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06629578394962109527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03148000812052445049'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-29212235.post-115023552126759558</id><published>2006-06-13T14:41:00.000-07:00</published><updated>2006-06-13T14:52:01.276-07:00</updated><title type='text'>بازداشت 42 زن تظاهرکننده در تهران</title><content type='html'>&lt;div class="storytext" align="right"&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="storytext" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="storytext" align="right"&gt;&lt;b&gt;وزير دادگستری ايران شمار بازداشت شدگان تجمعی را که در زمينه حقوق زنان در تهران برگزار شده بود، بيش از شصتنفر اعلام کرده که به گفته وی، 42 تن از آنان را زنان تشکيل می دهند&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;p class="storytext" align="right"&gt;بعدازظهر دوشنبه دوازدهم ژوئن (22 خرداد) تظاهراتی بدون اخذ مجوز قانونی و با فراخوانی که در سايتهای اينترنتی داده شده بود در ميدان هفت تير تهران برگزار شد اما پليس تهران با به کار گيری مأموران زن تظاهرکنندگان را متفرق کرد و مورد ضرب و شتم قرار داد و شمار زيادی از آنان را بازداشت کرد.&lt;/p&gt;&lt;p class="storytext" align="right"&gt;هدف از تظاهرات، درخواست وضع قوانينی برای منع تعدد زوجات و برابری حقوق زن درمواردی همچون طلاق و سرپرستی فرزندان اعلام شده بود.&lt;/p&gt;&lt;p class="storytext" align="right"&gt;&lt;!-- end_story --&gt;جمال کريمی راد، وزير دادگستری و سخنگوی قوه قضائيه ايران طی گفتگو در جمع خبرنگارانی که به بازديد زندان اوين در شمال تهران رفته بودند گفته بيشتر افرادی که در تجمع بازداشت شده اند، معمولاً آزاد می ‌شوند. &lt;/p&gt;&lt;p class="storytext" align="right"&gt;در ميان بازداشت شدگان نامهای علی اکبر موسوی خويينی، نماينده پيشين مجلس، سميرا صدری، بهاره هدايت، عاطفه يوسفی، امين قلعه ای، دلارام آرام فر، معصومه لقمانی و عاطفه يوسفی از فعالان دانشجويی، ژيلا بنی يعفوب و بهمن احمدی امويی روزنامه نگار و شهلا انتصاری، علی روزبهانی، ليلا محسنی نژاد و وحيد ميرجليلی از ديگر فعالان سياسی و مدنی سياسی به چشم می خورد.&lt;/p&gt;&lt;p class="storytext" align="right"&gt;نحوه برخورد پليس با تجمع کنندگان اعتراض شديد برخی گروههای سياسی را به همراه داشته و سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی که عمدتاً از فعالان دانشجويی سابق تشکيل شده و دبيرکل و شماری از اعضايش در اين تجمع بازداشت شده اند، نهادهای امنيتی، قضايی و انتظامی ايران را متهم کرده که به دنبال به سکوت کشاندن "صدای آزاديخواهانه" نخبگان، دانشجويان، استادان، زنان، کارگران و ساير فعالان مدنی اند و با به کارگيری علنی و آشکار خشونت، تهديد و ارعاب مداوم و نقض حقوق بديهی شهروندان به عامل اصلی نا امنی و عدم آرامش بدل شده اند.&lt;/p&gt;&lt;p class="storytext" align="right"&gt;اما وزير دادگستری ايران در پاسخ به خبرنگارانی که در مورد ضرب و شتم تظاهرکنندگان از وی پرسيده اند گفته است: "هيچ ضابطی حق کتک زدن افراد را ندارد و چه بسا که می‌ خواستند برای انتقال به مراکز انتظامی، به داخل اتومبيل هدايت کنند که اصطکاکی پيش آمده و برخی احساس کردند که ضرب و شتم صورت گرفته ‌است".&lt;/p&gt;&lt;p class="storytext" align="right"&gt;وزير دادگستری ايران در مورد بازداشت شدگان گفته است: "اين افراد معمولاً بازداشت اوليه می‌ شوند و شايد تعدادی از آنها آزاد شده باشند، ضمن اينکه به برخی از اينها قبلاً تذکر داده شده بود که در اين مجامع غيرقانونی نبايد شرکت داشته باشند".&lt;/p&gt;&lt;p class="storytext" align="right"&gt;گزارش فرانسيس هريسون خبرنگار بی بی سی در تهران حاکی است که هنگامی که تظاهرکنندگان شروع به خواندن ترانه ای با مضمون فمينيستی کردند، پليس بلافاصله وارد عمل شد و به تظاهرکنندگان حمله کرد.&lt;/p&gt;&lt;p class="storytext" align="right"&gt;به گفته وی، نحوه برخورد پليس با زنان سبب اعتراض برخی از عابران مرد شد و شماری از زنان تظاهرکننده نيز در سوی ديگری از ميدان هفت تير جمع شدند که پليس با استفاده از اسپری فلفل آنان را متفرق کرد.&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/29212235-115023552126759558?l=rahayiezanan.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/feeds/115023552126759558/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=29212235&amp;postID=115023552126759558' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/115023552126759558'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/115023552126759558'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/2006/06/42.html' title='بازداشت 42 زن تظاهرکننده در تهران'/><author><name>Fateme khonsari</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06629578394962109527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03148000812052445049'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-29212235.post-115018421944019865</id><published>2006-06-13T00:25:00.000-07:00</published><updated>2006-06-13T00:36:59.456-07:00</updated><title type='text'>حجاب موضوعی ژنده پس اژ 69 سال</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;حضور زنان و مردان در کنار هم، برای نخستين بار بعد از اعمال قانون کشف حجاب(1314)همزمان با شصت و نهمين سالگرد منع استفاده از چادر و روسری [کشف حجاب] در ايران، نمايندگان زن و مرد مجلس شورای اسلامی با بحث پيرامون طرح مد و لباس اسلامی، نشان دادند که پوشش زنان و مردان همچنان موضوعی مهم در نزد حکومتگران در ايران است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;.&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/debate/story/2005/01/050106_h_hejab.shtml"&gt;در اين باره نظر دهيد&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شصت و نه سال پيش، رضا پهلوی، شاه وقت ايران که از قرار معلوم بعد از سفری به ترکيه، تحت تاثير فرهنگ اروپائی آتاتورک قرار گرفته بود، با ظاهر کردن خانواده خود در اجتماع بدون آنکه چادری بر سر و روبنده ای بر صورت داشته باشند، به تعبير روز "کشف حجاب" کرد که به سرعت تبديل به قانونی شد که در آن عبور و مرور زنان را در ملاء عام در صورت داشتن حجاب يا با سر پوشيده ممنوع می کرد.نه تغيير پوشش و ظاهر زنان و مردان به تصميم رضاشاه (که به تعبير مخبرالسلطنه با چماق حکومت و به نوشته جلال آل احمد با سرنيزه آژان های نظميه به اجرا درآمد)، نخستين باری بود که در ايران حکومت به پوشش مردم کار می داشت و نه، به نظر می رسد، طرح مد و لباس اسلامی که در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است آخرين باشد.به روايت تاريخ، دخالت در پوشش مردان در ايران متعددست و به تعداد سلسله های پادشاهی می رسد، اما زنان در همان پوشش سراپا پوشيده ای که از زمان مسلمان شدن ايرانيان وضع شد در پنهان، پشت ديوارهای قطور فرهنگ و سنت در خانه ها باقی ماندند تا دوران قاجاريه که سوغاتی های فرنگ رسيد.اول بار ناصرالدين شاه قاجار با هديه هائی که از سفر اروپا برای حرمسرای خود آورد، تغييری نه اجباری به پوشش بانوان طبقات بالای جامعه داد.تحولات، آرام آرام ادامه يافت تا دوره پادشاهی پهلوی، تيمورتاش وزير دربار مقتدر و متجدد با تاسيس باشگاه ايران و دعوت قمرالملوک وزيری به کنسرت بی حجاب و تشکيل جلسات مختلط رقص و ميهمانی، لباس های اروپائی زنان را به سطح جامعه کشاند.پايان دوران بی حجابی اجباریاجباری شدن بی چادری زنان که در هفدهم دی ماه سال 1314 اتفاق افتاد، تا روزی برقرار بود که رضاشاه سلطنت داشت و با استعفای وی، دوباره زنان چادری خيابان ها را در تصرف خود درآوردند و به شهادت عکس ها و گزارش ها، در آخر شهريور سال 1320 حضورشان آشکارتر از زنانی بود که پرده از رخ و چادر از سر برداشته بودند.در سی هفت سال سلطنت محمدرضا پهلوی، بی آنکه اجباری در کار باشد، پوشش نسل ها آرام آرام شباهت خود را به زنان اروپائی کامل کرد، اما در راه پيمائی های ضدسلطنتی در پائيز سال 57 زنانی وارد عرصه تظاهرات شهری شدند که پيش از آن در خانه ها بودند و چادر و يا روسری داشتند.آغاز حجاب اجباریاجباری شدن حجاب در دوران جمهوری اسلامی، اگرچه مخالفت هايی را به دنبال آورد اما امکان حضور اقشار سنتی تر زنان در جامعه را فراهم کرديک سال از انقلاب گذشته بود که زمزمه اجباری شدن حجاب برخاست و اول بار زنان کارمند ادارات را شامل شد و با اولين مقاومت جامعه زنان، آيت الله اشراقی، داماد رهبر انقلاب که اين موضوع را مطرح کرده بود، با ذکر اين که اجباری در کار نيست موج را مهار کرد، به ويژه که آيت الله طالقانی هم با اجبار در اين کار مخالفت کرد.در سال 58 تظاهراتی که از سوی برخی جمعيت های زنان عليه حجاب اجباری برپا شد، آخرين مقاومت علنی با کاری بود که تاسيس حکومت دينی، اجتناب ناپذيرش کرده بود.در مورد پوشش مردان اما داستان دراز دامن تر از زنان بود گرچه هيچگاه تغيير پوشش مردان با قصه آزادی آنان در هم نياميخت و تغيير آنها به عنوان "آزادی مردان" نامگذاری نشد، کاری که در مورد زنان صورت پذيرفت و هم برداشتن حجاب و هم گذاشتن آن در متن های رسمی به عنوان "گام بزرگ برای آزادی زنان" ثبت شد.از سيد ضياداستان از سيد ضيا الدين طباطبائی آغاز شد که در شب سوم اسفند سال 1299 با برداشتن عبا و عمامه – بی آن که در اعتقادات و رسم و آئين خود تغييری داده باشد – کت و شلوار پوشيد و فرمان صدارت گرفت.در دوران مدرنيسم رضاشاهی، پيش و بيش از زنان، پوشش مردان تحت نظر درآمد و در اولين گام، قانون لباس متحدالشکل نيروهای نظامی تصويب شد و لباس تن نظاميان را فرنگی ماب کرد و بعد از آن ابتدا عبا که در اواخر دوران قاجار لباس فرنگی و کراوات به زير آن خزيده بود، ناپديد شد و سپس لباس روحانيت از تن روحانيون سياست پيشه، به فرمان شاه به درآمد.حاج آقا رفيع، مشاور رضا خان، صادق طباطبائی رييس مجلس، اورنگ و محمد تدين نمايندگان مجلس اول کسانی بودند که عبا و عمامه را برای ماندن در سياست از تن به درکردند، سپس زين العابدين رهنما و تجدد و گروهی ديگر از روحانيون به آنها پيوستند.کلاه بر سر مردانکلاه برسر مردان بيش از روسری زنان مقاومت داشت، سردارسپه در زمانی که با آخرين شاه قاجار مبارزه بر سر قدرت می کرد، عکس هائی از وی را که کلاه و کت کوتاه و شلوار به سبک اروپائی ها به بر کرده بود را به نشانه "عياشی و فرنگی ماب شدن شاه" در جامعه پراکند و در عوام اثرها کرد.از کلاه بوقی تا کلاه لگنیاولين تحولی که به ابتکار تيمورتاش در دوران سلطنت پهلوی در لباس مردان داده شد، همان بود که از مدتی قبل، نسل تحصيل کرده با خود از اروپا آورده بود و مردم عادی در برابرش مقاومت می کردند و حتی ترانه های عاميانه عليه آن ها ساخته بودند. در اين تحول، لباده و عبا جای خود را به سرداری [کت های بلند که در اروپا هم معمول بود] داد و کلاه بوقی ديوانيان قاجار به کلاه لگنی تبديل شد.کوتاه مدتی بعد از سلطنت رضاشاه، کلاه لگنی با دستور حکومتی به کلاه های لبه دار تغيير يافت که استفاده از آن برای دولتی ها و ديوانی ها اجباری شد و به کلاه پهلوی شهرت گرفت.تظاهرات در سال 1358 عليه اجباری شده حجاب - عکس از کاوه گلستانپوشش های شهری و نو، نام پهلوی به خود گرفتند و به کلاه و کت مردان منحصر نماندند و حتی لباس های راحتی زنان و مردان را نيز شامل شدند و باز به تمسخر در ترانه های عاميانه گاه مستهجن به آن اعتراض شد.خروج کلاه از صحنهاما کلاه لگنی مردان دو سال بيش تر نپائيد و باز هم به دستور حکومت، قانون جديدی نوشته شد و کلاه لگنی ممنوع و کلاه شاپوی اروپائی معمول گشت که آخرين گام در راه يکسان کردن ظاهر مردان با همتايان فرنگی خود بود و سال ها پائيد و همزمان با برافتادن استفاده از کلاه در اروپا، در اواسط دهه چهل شمسی، در ايران هم کلاه ناپديد شد و موها و سر مردان در انظار عمومی ظاهر شد.رضا خان که مبدع اوليه تحولات در لباس زنان و مردان بود خود هرگز با سر باز و بدون کلاه در انظار ظاهر نشد.انقلاب اسلامی، تحولات تازهبا انقلاب سال 57 به ظاهر تغييری در پوشش مردان مقرر نبود و اعضای دولت موقت و نامزدان اولين انتخابات رياست جمهوری با کراوات و لباس های معمول در جهان در صحنه سياسی حضور داشتند.ابوالحسن بنی صدر روحانی زاده ای که اولين رييس جمهور تاريخ ايران شد، تا مدت ها تنها کسی بود که بدون کراوات در صحنه سياسی ظاهر می شد و همو با گفتن جمله ای درباره اثر مغناطيسی موی زنان بر تحريک مردان سوژه ها به دست مخالفان خود و طنزپردازان داد، اما وقوع جنگ ايران و عراق و نا آرامی های سال های اول جمهوری اسلامی، به سرعت کراوات را از صحنه خارج کرد و به جای خود کاپشن ها و پوشش های نظامی و چريکی را به صحنه آورد، که گرچه قانونی و اجباری نشد اما کسی جز با آن ظاهر، در جمع حکومت و رسانه ها ظاهر نمی شد.غيبت کراواتبا پايان جنگ و نا آرامی ها، ديگر کراوات به صحنه بازنگشت، گرچه ظاهر مردان ديگرگون شد و آراسته تر از اول انقلاب شدند ولی کراوات اگر بر گردن پزشکان و بعضی وکيلان دادگستری باقی ماند، اما همزمان با رايج شدن محاسن برای مردان (نوعی اجبار ناگفته)، کروات و ريش تراشيده نشانه ای از غيرانقلابی بودن توصيف شد که هنوز در فرهنگ حاکم بر ايران اتهامی سخت است.اما تغيير در پوشش مردان و زنان، همزمان با جمهوری اسلامی، روحانيون را به عنوان سنتگراترين بخش جامعه، بی نصيب نگذاشته است و بازگشت لباده [عباهای جلوبسته که تنها در ميان روحانيون نوگرای شيعه رايج است] و مهمتر از آن راه يافتن عباهای رنگ روشن که در ميان چهره های شاخص جمهوری اسلامی، اول بار رهبر فعلی جمهوری اسلامی و بعد محمد خاتمی رييس جمهور نوگرا آن را در انظار پوشيدند، نشان داد که در آن کسوت هم نيازی به پيروی از مدهای متفاوت احساس می شود.بعضی از ناظران، استفاده از شال های فلسطينی چارخانه و افزوده شدن آن به لباس روحانيت توسط آيت الله خامنه ای را هم مدی می دانند که در ميان هواداران نوع خاصی از حکومتداری رايج شده است و مانند همه مدهای ديگر، نشانه ای است از نوعی طرز تفکر.سابقه دخالت حکومت گران درمورد لباس مردمتظاهرات زنان عليه حجاب اجباری در سال 1358 - عکس از کاوه گلستانتاريخچه طولانی دخالت حکومت های ايران در پوشش مردمان، به نظرکارشناسان مسائل اجتماعی به تعبيری بر می گردد که حکومت ها از مسئوليت و رسالت خود در ساختن جامعه و فرهنگ برعهده گرفته اند. چنانکه کشف حجاب در دوران سلطنت پهلوی ها، روز آزادی زنان خوانده می شد و اجباری کردن حجاب در جمهوری اسلامی نيز مقدمه ای بر آزادی زنان به حساب آمده است.جامعه شناسان معتقدند تغيير پوشش و ظاهر زنان با مقوله شرکت زنان در جامعه ارتباط ها داشته است چنانکه اگر در سال 1314 با برداشته شدن حجاب امکان تحصيل دختران طبقه کم تعداد شهری و شرکت آنان در فعاليت های اجتماعی فراهم گشت، در حکومت روحانيون نيز اجباری شدن حجاب موجب شد که اکثريتی از زنان جامعه سنتی که قبلا مجال زيادی برای ورود به فعاليت های اجتماعی نمی يافتند، وارد عرصه شوند.هم اينک در جامعه ايران با حکومتی مذهبی و سنت گرا، تعداد دختران در حال تحصيل با پسران برابر شده و زنان محجبه در حکومت سهم يافتند و حتی مدعی رياست جمهوری و فقاهت شده اند.واکنش بخش سنت گرای جامعه و حکومت را در مقابل تحولات هفتاد ساله اخير در وضعيت زنان شايد بتوان در سخنان روز هفدهم دی امسال در مراسمی به همين مناسبت در زاهدان نشان داد.در مراسم سالگرد هفده دی، حجت الاسلام علی زاده، مدرس حوزه علميه سيستان و بلوچستان کشف حجاب را نشانه ابتذال کامل براى هويت زن مسلمان و ضربه به عفت و پاکدامنى جامعه توصيف کرده و اجبار به چادر را نشانه مقاومت در برابر تهاجم فرهنگی غرب خوانده است.فاطمه آليا، از نمايندگان محافظه کار مجلس که ماه هاست طرح مد ولباس اسلامی را دنبال می کند در همين روز از برپايی جلسه کميسيون فرهنگی مجلس در اين باره خبر داد و گفت بايد مدهای تازه را جايگزين مدهای خارجی كرده و آن را از حالت تقليدی خارج سازيم.تفاوت در شيوه هاناظران معتقدند همين اندازه که محافظه کاران و سنت گرايان در ايران اين بار قصد دارند نه با اجبار و نيروی مسلح بلکه با الگو [مد] سازی و ترويج آن، در پوشش عمومی مردم دستکاری کنند، تفاوتی اساسی در نگرش حکومتداری را به نمايش می گذارند و با دو باری که در قرن بيستم زنان و مردان ايرانی با قانون و گاه با خشونت مجبور به رعايت پوشش مطلوب حکومت ها شده اند، تفاوت ها دارد.&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;From: BBC News &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/29212235-115018421944019865?l=rahayiezanan.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/feeds/115018421944019865/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=29212235&amp;postID=115018421944019865' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/115018421944019865'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/115018421944019865'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/2006/06/69_13.html' title='حجاب موضوعی ژنده پس اژ 69 سال'/><author><name>Fateme khonsari</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06629578394962109527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03148000812052445049'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-29212235.post-114953803721073235</id><published>2006-06-05T13:02:00.000-07:00</published><updated>2006-06-05T13:48:55.403-07:00</updated><title type='text'>حجا ب،تنها نشانه اسلآ می بودن جامعه اسلآ می ایران</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/3991/3106/1600/sh5.0.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/3991/3106/200/sh5.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/3991/3106/1600/sh5.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;سال 57 سال انقلاب،کمابیش همگی به خاطر داریم که پس از سالها مبارزات مبارزان از همه قشرها با همه شکنجه ها در زندانهای سیاسی و با تلاش گروههای از جان گذشته ،دست به دست به وقوع پیوست.سال عصیان مردم متحول شده،و به ناگاه سردمداران حکومت اسلامی از راه رسیده ، و به راحتی لقمه حاضر شده را بلعیدند. سپس بعد از جایگزینی حضرات شریف و حکومت اسلامی شان پاکسازیهای غیراسلامی شروع گردید،و یکی پس از دیگری برکناریها ،اعدامها و حذف گروههایی که در به ثمر رسیدن انقلاب آنچنان فعالیت کرده و در زندانها کشته دادند ، همه و همه اعدام گردیدند یا فراری و.... در این زمینه حرف بسیار است که در اینجا جای بحث آنرا نداریم و قصد از این نوشتار بحث زنان است ، که این قشر هم پس از انقلاب 57 کم صدمه ندیده و هنوز در زیر یوغ اسارت باقی مانده اند .&lt;br /&gt;آری تنها 3 هفته پس از آن قیام مردمی 57 در 17 اسفند 57(8مارس1979) ًدر سال جهانی زن ً هدیه منحوس خود را تقدیم زنان بخت برگشته ایران نمود و آن اعلام حجاب اجباری بود وقشر میلیونی زنان که سهم عظیمی در انقلاب داشتند ، چه مستقیم از طریق عملکردشان و چه از طریق فرزندان از دست رفته شان ، بر سر جایشان نشانده وبه اتمام رسیدن وظیفه شان را اعلام داشته آنها را به اعتقاد خودشان به آشپزخانه شان برگرداندند. "مبارزه کافیست دیگر بر سر جایتان برگردید....".&lt;br /&gt;و به دنبال آن گروههای مختلف سرکوب رسمی وغیر رسمی که اکثراً از خود زنان البته چه زنانی ،زنانی که در زیر یوغ افکار واعمال پلید خودشان بود استفاده کردند ، تحت عناوین :&lt;br /&gt;گشت خواهران زینب ،گشت امربه معروف ، گشت ثارالله ، گشت خواهران ادارات ودانشگاهها بسیج مردمی ، بسیج ادارات و.....که از طریق آنان ضمانتهای اجرایی را به عهده گرفتند و تحت این عناوین چه جنایاتی که انجام نداده ونمیدهند؛به صورت زنان اسید پاشیده ،تیغ کشیده،توهین وتحقیردر اماکن عمومی ، دستگیر کردن و به زندانها بردن و به دنبال آن تجاوزات و شکنجه های روحی وروانی ، که تآثیرات آنان همچنان باقی خواهد ماند، در تمام مدت زندگی فرد واین خود نیزبسی جای بحث روانشناسی دارد، از نظر تاثیرات روانی آن بر روی فرد ،خانواده،اجتماع و...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال به چه گناه ؟....پیدا بودن مو، بلند بودن ناخن انگشتان دست وپا،داشتن لاک ناخن،استفاده از مواد آرایشی،لباسهاوروسریهای رنگی یا عینک آفتابی .....!؟و چه مجازاتی ؟..... شلاق،پرداختهای نقدی، حبس های قابل خرید ، تعهدات کتبی، عقدهای اجباری ، تجاوز.....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- به شیوه قرون وسطایی سنگسار شدن زنان در جمهوری اسلامی تحت عنوان زنای محسنه.&lt;br /&gt;- محجور تلقی کردن زن در جمهوری اسلامی وقتی که احتیاج به ولی وقیم دارد که همین قانون آنچنان حقی به گردن ولی زنان یعنی ، پدر- جد پدری- برادر – همسر- و هر جنس مذکری که سرپرستی زنان را به عهده دارد ، گذاشته که حتی میتوانند تحت عنوان دفاع از ناموس و حفظ آبرو،زن را به قتل برسانند. بدون هیچ پیرگرد قانونی، چراکه قوانین اینگونه بیان می کنند.چراکه زن در قوانین اسلامی انسان کامل محسوب نمی گردد.&lt;br /&gt;- از همه این موارد که بگذریم برگردیم به مسا ئل اجتماعی محدود شده ای که پس از انقلاب اسلامی یکی پس از دیگری در قوانین جایگزین گردید و روز به روز زنان را در اجتماع محدود و محدودتر کرد، البته صرف نظراز شعارهای طلایی که بسی فراوان در کنار این قوانین بیرون آمده است. شعارهایی که فقط برای افکار بسته خودشان قابل قبول بوده وهست نه برای کسانی که دنیا وپیشرفتهای هر روزه زنان را می بینند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-سال1371 بنا به تصویب شورای انقلاب فرهنگی حیطه مشاغل زنان اینگونه بیان&lt;br /&gt;شده:مشاغلی که از سوی زنان مطلوب شارع است مثل مامایی، معلمی زنان و...ومشاغلی که مطلوب شارع نیست ،خشن ونامناسب زنان است مثل قضاوت و آتش نشانی .&lt;br /&gt;-طبق تصویب اصل 163 قانون اساسی زنان از احراز منصب قضا محروم شدند .&lt;br /&gt;- حذف زنان از پستهای وزارتی ،ادارات کل،مدیر کلی،معارنت.&lt;br /&gt;- پایین بودن آمار زنان در هیات علمی دانشگاهها با وجود بالا بودن زنان تحصیل کرده نسبت به مردان.&lt;br /&gt;- عدم حق انتخاب پوشش برای زنان که در گرمای سوزان تابستان بخصوص شهرهای جنوبی ، یک زن حق انتخاب نوع پوشش مناسب فصل حتی رنگ روشن آنرا ندارند و خیلی از اجحاف های دیگرکه باز هم از آنان گذشته به اصل موضوع خود :"حجاب تنها نشانه اسلامی بودن جامعه اسلامی ایران " بر میگردم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری آنچنان که همه دنیا و مردم هم میدانند و با توجه به تغییراتی که در تمام موازین انقلاب از روزهای ابتدا تا کنون شده و عوض شدن تمام شعارهای انقلابی اسلام فقط تنها چیزی که تغییر نکرده و نمی کند حجاب زنان است چرا؟ زیرا قسمت عمده احکام اسلام بر روی استعمار و سلطه بر زنان می چرخد و اگر این هم نباشد جامعه اسلامی وجود نخواهد داشت.&lt;br /&gt;چطورمیتوانند قوانین اسلامی بانکی را تغییر دهند و با کلاههای شرعی ساخته شده ربا را بگونه ای دیگر اجرا کنند ؟&lt;br /&gt;چطور میتوانند خیلی از روابط بین المللی که حرام اعلام می شد اکنون در زیر پرده بر قرار کنند؟ چطور؟...چطور؟....چطورهای دیگر را میتوانند؟..... اما تغییر قوانین حجاب نه؟....آری همه تغیرات امکان داشته و دارد ولیکن تغییر حجاب و از بین رفتن آن امکان ندارد ، چرا که جامعه اسلامی بدون ظاهر پوشیده برای زنان در رژیم فعلی ایران وجود خارجی ندارد .&lt;br /&gt;پس ای زنآزاذه به اسم حرمت و آبرو برای تو و حجاب اجباری میخواهندخود را حفظ کنند نه بیشتر،که اگر حرمت وآبرویی برای زن قایل باشند، اجحا فها نباید صورت گرفته وبگیرد ، که متأسفانه روز به روز بیشتر میشوند . اگر حرمت گذارند چرازهرا کاظمی ها را داریم؟&lt;br /&gt;آیا حرمت قایل بودند که به او تجاوز کرده و با ضربه ای ظالمانه به نامردی او را کشتند؟ و جوابی هم ندارند ، خیلی به راحتی مسٌله برایشان تمام شده و هیچ حرمتی برای زن قایل نیستند .اگر حرمت گذارند چرا سنگسارهای قرون وسطایی؟ و بسیار چراهای دیگر..... ای زن آزاده تا به کی پدر ،پدر جد، برادر ....برای تو تعین کنند راه زندگی و به عنوان حرمت وحفظ آبروی خا نوادگی، حرمت و شخصیت تو را زیر سؤال ببرند؟وتو با این پذیرش در واقع ناقص العقل بودن خود را پذیرفته باشی . تا به کی؟ چرا نمی خواهید ثابت کنید زنان هم انسانند و لازم نیست به آنان راه نشان دهند .&lt;br /&gt;زنانی که مادران خانواده هایی هستند با تمام مشکلات موجود در جامعه پر از فساد اقتصادی و اجتماعی ، که قدرت کنترل خانه و خانواده را دارند،آیا توان قدرت خود و اختیار زندگی خود را ندارند ؟ حق انتخاب برای خود ندارند ؟ تا به کی ظلم ؟ تا به کی به اسم و القاب دروغین، احادیث و نقل قولهای ساختگی ، اسارت؟ تا به کی؟ تا به کی بی حرمتی به اسم حرمت؟&lt;br /&gt;تا به کی از حجاب تو برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود دست خواهند یافت ؟&lt;br /&gt;تا به کی پیروی از بدعتی که از صدر اسلام توسط بزرگ سر دمداران آن برای بردگی زن گذاشته شد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"آزاد باش ای زن"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فاطمه خونساری&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/29212235-114953803721073235?l=rahayiezanan.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/feeds/114953803721073235/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=29212235&amp;postID=114953803721073235' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/114953803721073235'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/114953803721073235'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/2006/06/blog-post_05.html' title='حجا ب،تنها نشانه اسلآ می بودن جامعه اسلآ می ایران'/><author><name>Fateme khonsari</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06629578394962109527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03148000812052445049'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-29212235.post-115343735563758953</id><published>2006-05-12T16:06:00.000-07:00</published><updated>2006-07-20T16:15:55.653-07:00</updated><title type='text'>داستان غم انگیز زنان در کلام الله</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;پیش از آغاز سخن یادآوری میکنم که الله خدا نیست. دردرونمایه عربی قرآن هم نامی از خدا برده نشده وهمه جا الله آمده است ولی مترجم ازدید خود نام خدا را جایگزین الله کرده است که درست نیست.سوره دوم (بقره) آیه ۲۲۳:زنان کشتزارشمایند پس برای کشت بدانها نزدیک شوید هرگاه مباشرت آنان خواهید وبرای ثواب ابدی چیزی پیش بفرستید و بدانید که محققا نزد الله خواهید رفت. ای رسول تو اهل ایمان را بشارت ده...دراین آیه الله پروانه داده است همانگونه ای که کشاورزان میتوانند زمینهای کشاورزی خودرا کشت کنند. مردان نیزآزادند که ازهرسوی بخواهند به کشتزار زنان وارد شوند. زیرا زنان بگونه زمین ملک متصرفی مالک هستند ونباید اززیربارخواسته مالک شانه خالی کنند.همان سوره آیه ۲۲۸:... و زنان رابر شوهران حقوق مشروعی است چنانچه شوهران را بر زنان. لیکن مردان را برزنان افزونی وبرتری خواهد بود. الله برهرچیزتوانا و برهمه امورعالم داناست.دراین آیه الله بروشنی مردان را برزنان برتردانسته وبا پوزه بندی محکم دهانشان رابسته است که لب برسخن نگشایند.همان سوره د نباله آیه ۲۸۲:... ودو تن ازمردان را گواه آرید و اگردو مرد نیابید یک تن مرد و دو زن هرکرا طرفین راضی شوند گواه گیرند.دراین آیه هم الله مهرورزانه د وزن را برابریکمرد بشما آورده آنهم درباره گواهی که دیدن با چشم های همه آنها است ازدید الله پذیرفته نیست. درحالی که همین زنان درپستوئ خانه ودر زیرچادری سیاه به تنهایئ به نماز می ایستند و میگویند الله و اکبر یعنی گواهی میدهم که الله بزرگتراست. الله گواهی آنان راچون بسود خویش است می پذیرد ودرلوح محفوظ ثبت میکند و ثواب هم میدهد؟؟سوره چهارم (النسا) آیه ۳:اگربترسید که مبادا درباره یتیمان مراعات عدل و داد کنید پس آنکه از زنان را بنکاح خود درآرید که شمارا نیکو ومناسب با عدالت است . دو یا سه یا چهار و اگربترسید که چون زنان متعدد گیرید راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید. پس تنها یک زن اختیار کرده ویا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفا کنید. که این نزدیکتر به عدالت وترک ستمکاری است..۱- اللهی که این چنین موشکافانه درباره دادگری سخن رانده و مردان را بداشتن چند زن آزاد نموده است . شوربختانه زنان را محکوم بداشتن تنها یک همسر نموده بهیچروی کوچکترین توجهی به نیاز جنسی آنها نکرده است. درپی خواهیم خواند که چگونه رسول الله اش را آزاد به دست درازی بر همه زنان نموده است.۲- کنیزی که الله دراین آیه ازاو نام برده زنی است ناآزاد بدست آمده درجنگ یا خریداری شده در بازارآزاد که همبستری با ا و نیازی به ازدواج ندارد.همان سوره آیه ۱۱:حکم الله در حق فرزندان شما چنین است که پسران دو برابر دختران ارث برند. پس اگر دختران بیش از دو نفرباشند ۱۰ فرض همه دو ثلث ترکه است و اگر یکنفرباشد نصف است.در این آیه هم الله آب پاکی را روی دست زنان ریخته وبا تائید درنیمه قراردادن بامردان دست و پای شان را نیز به زنجیر کشیده است تا با پوزه بندی که دردهان دارند لب به سخن نگشایند وپا را نیزاز دستور الله فراتر ننهند.همان سوره آیه ۲۴:و نکاح زنان محصنه (شوهردار) نیز برای شما حرام شد مگر آن زنان که متصرف ومالک شده اید. برشماست که پیرو کتاب الله باشید .اللهی که تا نزول این آیه همبستری با زنان همسر داررا آزاد کرده بود وگناه نمیدانست. اگر چه با این دستورفرمان پیشین را برداشت وناروا شمرد ولی به مردان این پروانه راداد تا دگرزنانی را که میتوانند بربایند متصرف ومالک شده همبسترگردند که نیازی به خواسته و میل زنان نیست. زیرا الله زنان را به گونه کالا وبز وگاو و گوسفند و زمین درخورتصرف ومالکیت مردان دانسته است.همان سوره آیه ۳۴:مردان رابرزنان تسلط وحق نگهبانی است بواسطه آن برتری که الله بعضی را بر بعضی مقرر داشته وهم بواسطه آنکه مردان ازمال خود به زنان نفقه دهند. پس زنان شایسته ومطیع درغیبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند وآنچه را که الله به حفظ آن امرفرموده نگهدارند و زنانی که از مخالفت و نا فرمانی آنان بیمناکید باید نخست آنها را موعظه کنید اگر مطیع نشوند ازخوابگاه آنان دوری گزینید بازمطیع نشدند آنها را به زدن تنبیه کنید چنانچه اطاعت کردند دیگر برآنها حق هیچگونه ستم ندارید که همانا الله بزرگواروعظیم الشان است.دراین آیه دستورروشن ودادگرانه الله برتری بی چون وچرای مردان برزنان است. تنها به دو فرنود یکی برتری الله فرموده بعضی را بر بعضی دوم برای اینکه مردان به زنان خوراک و پوشاک میدهند. بااینکه زنان چه درخانه چه در مزرعه چه در کارگاه و کارمندی در اداره و دیگر کارهای ارزشمند دوشادوش بامردان کار میکنند و میکوشند. بچه داری هم میکنند. شوربختانه بهره ای ندارند. نه تنها مزد کارشان رایگان از آن مردان است همواره دربرابر خوراک وپوشاکی ناچیز هم بدهکار مردان هستند؟الله فرموده زنان شایسته باید همیشه گوش به فرمان مردان و نگهبان حقوق آنها باشند ولی کوچکترین دستوری به مردان درباره نگاهداری حقوق زنان شایشته نداده و دست مردان را در هماغوشی با هرزنی بازگذاشته است.بیدادگرانه تر آنکه الله به مردان پروانه داده است تا اگرزنی در برابرهمسرش بایستد و حقش را بخواهد گستاخی و نافرمانی کرده است باید با زدن تنبیه شود اگرپس از کتک خوردن فرمانبردارگردید دیگربراوستم نکنند ولی اگرپس ازکتک خوردن هم باز خواستارحق خویش گردید دوباره و چندباره آنقدرکتکش بزنند تا رام گردد. الله باچنین دستورهای نابخردانه خود ش مگوید من دادگر وعظیم الشان هم هستم؟همان سوره آیه ۱۲۹:شماهرگزنتوانید میان زنان به عدالت رفتارکنید هرچه راغب وحریص به عدل و درستی باشید پس با تمام میل خود یکی را بهره مند و آن دیگررا محروم نکنید تا او معلق و بلا تکلیف ماند و اگرسازش کنید و پرهیزکارباشید. همانا الله بخشنده ومهربان است.درست توجه کنید اللهی که میداند و باوردارد که مردان هرگزنمیتوانند با داشتن چند زن میان آنان به دادگری رفتارکنند. بازهم دست آنها را باز گذاشته است تا چهارهمسر و هر چه بخواهند کنیز ملکی متصرفی دربند خود داشته باشند. درباره ستمی که در این رهگذ ر بر زنان میرود لب فروبسته و دستورنداده است تا همانگونه که زنان باید تنها یک همسرداشته باشند مردان نیزنباید جزیک همسرازهمسران بیشمار و کنیزان ملکی متصرفی بهره مند گردند. شگفتا با اینهمه بیدادگری بیشرمانه میگوید (همانا الله بخشنده ومهربان است)؟سوره پنجم (المائده) آیه ۵:...و نیزحلال شد نکاح زنان پارسای مومنه و زنان پارسای اهل کتاب. درصورتیکه اجرت و مهر آنان رابدهید وآنها هم زناکار نباشند و رفیق و دوست نگیرند...دراین آیه هم باز دست مردان را درهماغوشی با زنان مومنه پارسای اهل کتاب بازگذاشته تا درصورت همخوابگی اجرو مزدشان یعنی (مهر) بدهند آنهم بشرطی که زناکارنباشند و دوست ورفیقی نگیرند که باز معنی اش اینست مردان هرکاری خواستند بکنند. ماهها وسالها بسراغ همسران خود نروند. زنان عقدی و کنیزان سماق بمکند.اینست دادگری الله. و پروانه نمیدهد هیچ زنی دربرابر همه بیدادگریهای همسرش بتواند برای برآوردن نیاز جنسی خود به آغوش مرد دیگری پناه برد واگر درپی فشارهای روحی وروانی دست به رفع چنین نیازی زد. زناکاروگناهکاراست وبایدسنگسارگردد؟سوره سی و سوم (احزاب) آیه ۶:پیغمبراولی و سزاوار تربه مومنان است از خودآنها و زنان پیغمبرمادران مومنین هستند...همان سوره آیه ۳۰:ای زنان پیغمبرازشما هرکه بکار ناروایی دانسته اقدام کند او را دو برابردیگران عذاب کنند و این بر الله سهل وآسان است (۳۱) وهرکه ازشما مطیع فرمان الله و رسول باشد و نیکو کارشود پاداشش دو برابر عطا کنیم و برای او روزی بسیار نیکومهیا سازیم (۳۲) ای زنان پیغمبرشما مانند دیگر از زنان نیستید والله ترس و پرهیز کارباشید. پس زنهارنازک و نرم بامردان سخن نگویید مبادا آنکه دلش بیماراست بطمع افتد ودرست سخن گویید (۳۳) و درخانه هایتان بنشینید و آرام گیرید و مانند دوران جاهلیت پیشین آرایش و خودآرایی نکنید و نمازبپا دارید و زکات به فقیران بدهید و ازامر رسول اطاعت کنید الله چنین میخواهد رجس هر آلایش را ازشما و خانواده نبوت ببرد و شما را ازهرعیب پاک ومنزه گرداند.چون الله دریافته است که رسولش با بیست و چهار زن و کنیزان و غلامان بیشمار ملکی متصرفی ازنه تا سی وپنجساله هرگزنمیتواند راه دادگری درهمخوابگی درپیش گیرد. بجای سرزنش برخود که چرا دست او را اینهمه باز گذاشته است. ناگزیرازتشویق وتهدید همسران رسولش بر آمده است تا مبادا بدور از چشم رسول پیر پذیرای مردان جوان هم سن وسال خود گردند.داستان دلدادگی محمدبرزینب زیبا تنهاهمسرپسرخوانده اش زیدهمان سوره آیه ۳۶:هیچ مرد وزن مومن را درکاری که الله و رسول حکم کند اراده واختیاری نیست(که رای خلافی اظهارنماید) وهرکس نافرمانی الله و رسول کند دانسته به گمراهی سختی افتاده است.پیغمبرزینب دخترعمه اش را به زید غلام آزاد کرده ازدواج کند. زینب گفت من ازاشراف قریشم غلامی را به شوهری نپذیرم این آیه نازل شد:(۳۷) وچون تو با آنکس که خدایش نعمت اسلام بخشید و تواش نعمت آزادی (یعنی به زید حارثه به نصیحت گفتی برو زنی را که همسرتست نگهدار و ازالله بترس و طلاقش مده) و آنچه دردل پنهان میداشتی ( که زینب را بگیری وحرمت ازدواج با زن پسرخوانده را که در دوره جاهلیت بود منسوخ کنی) الله آشکارساخت و تو ازمخالفت و سرزنش خلق ترسیدی و ازالله سزاوارتر بود بترسی. پس ما هم (بدین غرض) چون زید از آن زن کام دل گرفت (و طلاقش داد او را به نکاح تو در آوردیم تا بعد از این مومنان در نکاح زنان پسرخوانده خود ازآنها کامیاب شدند (وطلاق دادند) برخویش حرج و گناهی نپندارند) و فرمان الله به انجام رسید(۳۸) پیغمبر را درحکمی که الله ( بر او مقرر) فرموده گناهی نیست: سنت الهی درمیان آنان که درگذشتند هم اینست ( که انبیا را توسعه درامر نکاح وتحلیل برخی محرمات است) و فرمان الله حکمی نافذ و حتمی خواهد بود(۳۹) این سنت الله است درحق آنانکه تبلیغ رسالت الله برخلق کنند و ازالله میترسند و ازهیچکس جزالله نمیترسند و الله برای حساب و مراقبت کارخلق به تنهایی کفایت میکند(۴۰) محمد پدر هیچیک از مردان شما (زید یا عمرو) نیست ( پس زن زید زن فرزندنش نبود وپس از طلاق او تواند گرفت) لیکن اورسول الله و خاتم انبیاست و الله همیشه ( حکمش وفق حکمت ومصلحت است زیرااو) برهمه امورعالم آگاه است.درست توجه کنید که الله خودش میگوید من به زید نعمت اسلام بخشیدم و تواش (یعنی محمد) نعمت آزادی که بهترین وبزرگترین بن مایه است بردشمنی الله با آزادی. این الله مسلمان آزادی کش که همه زن ها را بررسول خود بخشیده است تا برچین کند وهمخوابه گردد. چشم دیدن این راهم نداشت که برده بی نوا یی هم یک همسرداشته باشد واین چنین محیلانه تنها زن زید پسرخوانده محمد راهم بدرون رختخواب رسولش کشانید وخودش هم عقدبست و دست او را هم مانند انبیاء پیشین در تجاوز برمحارم بازگذاشت وگفت محمد پدرهیچیک ازمردان شما نیست و میتواند به همه همسران شما تجاوز کند ولی همسران محمد مادرمومنین هستند تا کسی پس ازمرگش هم نتواند با زنان زیبای او ازدواج کند؟چنین است دادگری الله بیدادگر ودشمنی آشکار او با آزادی بویژه زنان.همان سوره آیه ۵۰:(ای پیغمبرگرامی) مازنانی راکه مهرشان ادا کردی برتو حلال کردیم و کنیزانی را که به غنیمت الله تو را نصیب کرد و ملک تو شد و نیزدختران عمه و دختران خالو و دختران خاله آنها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیز زنان مومنه ای که خود را بر رسول بی شرط مهر ببخشد و رسول هم به نکاحش مایل باشد که این حکم (هبه وبخشیدن زن وحلال شدن او) مخصوص تست و نه مومنان. که حکم زنان عقدی و کنیزان ملکی متصرفی مومنان را (پیشترباشرایط وعد دوحقوق آنها برشوهرهمه را) به علم خود بیان کردیم این زنان همه را که برتو حلال کردیم (وتو را مانند مومنان امت به احکام نکاح مقید نکردیم) بدین سبب بود که بر وجود عزیز تو درامرنکاح هیچ حرج و زحمتی نباشد و الله را بربندگان مغفرت بسیار است.با این دستورهای بسیار روشن. الله مهرورزانه همه بند های ریز و درشت کارهای پایین تنه رسولش را ازپیش پای او برداشته تا هرزمان به هرزنی که دل بست هماغوش گردد. آیا براستی این همان خدایی است که دراندیشه ما لانه کرده است یا حرمسرادار محمد و بنده ویژه و نگهبان کارهای پایین تنه رسول وهمسران بیشمارش؟همان سوره آیه ۵۱:ای رسول هریک اززنانت راخواهی نوبتش را موخردار وهرکه را خواهی بخود بپذیر و آن را که به قهرازخود راندی اگرش به (مهر) خواندی باز بر تو باکی نیست (این آزادی و مختا ر مطلق بودنت برزنان) بهتر شادمانی دل و روشنی دیده آنهاست وهرگز باید محزون نباشند بلکه به آنچه ایشان را عطا کردی همه خشنود باشند. الله هر چه در دل ما مردم است آگاه است و الله بر(نیک و بد خلق ) دانا و(برعفو وانتقامشان) بردباراست.آیا پس از خواندن این اعترافات الله جای کوچکترین دودلی درحرمسراداری او برای محمد برجای میماند و هیچ حرمسراداری بهترازاین میتواند برای اربابش خوش رقصی کند که الله برای رسولش کرده است؟ داوری باخوانندگان بویژه زنان واپس مانده سفره اندازاست.همان سوره آیه ۵۲:ای رسول بعدازاین زنان دیگر نه عقد هیچ زنی برتو حلال است و نه مبدل کردن این زنان بدیگر زن هر چند ازحسنش به شگفت آیی و بسیاردرنظرت زیبا آید. مگرکنیزی مالک شوی... الله برهرچیزمراقب ونگهبان است.آیا با آنهمه بخشندگی الله زن دیگری باقی مانده است که رسول برآن دسترسی نداشته باشد؟با آزادی درهمبستری بامحارم و افزودن مگر کنیزی را مالک ومتصرف شوی رسول به سادگی میتواند اگرزنی درمحدوده خط سرخ الله برجای مانده باشد بنام کنیز ملکی متصرفی به چنگ آورد.همان سوره آیه ۵۳:..... هرگاه اززنان رسول متاعی طلبید ازپس پرده طلبید که حجاب برای آنکه دلهای شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتراست و نباید هرگز رسول الله را درحیات بیازارید و نه پس از وفات هیچگاه زنانشان را به نکاح خود درآورید که این کار نزد الله گناهی بسیار بزرگ است.دگرباره الله حرمسرادار محمد به پشتیبانی ازرسولش برخاست ودستور داد که در زمان زنده بودن و پس از مرگ محمد هم با زنان و کنیزان بیشمار حرمسرایش نباید ازدواج کنند تا آنها که در زمان زنده بودن محمد از زندگی خودبهره نبرده بودند باقیمانده زندگی خود را نیز در رنج روحی بسربرند زیرا الله حرمسرادار محمد دادگر و مهربان و ازهمه جا و همه چیز آگاه است. آیامیتوان بازهم دودل بود که این الله حرمسرادارویژه محمد نیست؟سوره التحریم٬ پیمان شکنی محمد درنوبت همخوابگی با حفصه دخترعمر سوگند و سوگند شکنی(۱) ای پیغمبرگرامی برای چه آن را که الله بر تو حلال فرمود تو بر خود حرام کردی تا زنانت را خشنودسازی درصورتیکه الله آمرزنده ومهربان است (برهیچکس خصوص بر تو رسول گرامیش سخت نخواهد گرفت درتفسیروارد است که روزی حفصه با اجازه رسول به خانه پدرش عمررفت. پیغمبر با ماریه در حجره حفصه خلوت کرد. ناگه حفصه سر رسید وغوغا انگیخت که تو در نوبت من با کنیزی خلوت کردی و آبروی مرا نزد زنانت بردی. حضرت برای خشنودی او فرمود من ماریه را بر خود حرام کردم ولی این سر نزد تو است باهیچکس مگوی. اوبفورعایشه را هم آگه ساخت. او هم با رسول راجع به ماریه گفتگوکرد. حضرت برعایشه نیزسوگند یاد کرد که ماریه را ترک گوید. آن دو زن شاد شدند و این آیه نازل گردید.)(۲) الله حکم کرد برشما که سوگندهای خود را(به کفاره) بگشایید او مولای شما بندگان و(حکمش نافذ) است وهم او بهرچیز عالم دانا و به حکمت امورخلق آگاه است (۳) وقتی پیغمبر با بعضی از زنان خود(یعنی با حفصه سخن راجع به ماریه) براز گفت (وبه اوسپرد) آن زن چون خیانت کرده و دیگری (یعنی عایشه) را برسرپیغمبر آگه ساخت الله به رسولش خبرداد و او بر آن زن برخی را اظهارکرد برویش آورد( و برخی را از کرم پرده داری نمود و اظهارنکرد. آن زن گفت رسولا تو را که واقف ساخت( که من سر تو برکسی فاش کرده ام) رسول گفت مرا الله دانای آگاه ازهمه اسرارعالم خبرداد (۴) اینک اگرهرد وزن به درگاه الله توبه کنید رواست که ا لبته دلهای شما (خلاف رضای پیغمبر) میل کرده است و اگر با هم بر آزار او اتفاق کنید باز(هرگزبراوغلبه نکنید که) الله یار و نگهبان اوست و جبرییل امین و مردان صالح با ایمان بروایت عامه وخاصه فرشتگان حق یار و مددکار اویند (۵) و امید هست که اگر پیغمبرشما را طلاق داد البته زنانی بهترازشما بجایتان با اوهمسرکند که همه با مقام تسلیم و ایمان و خضوع و اطاعت اهل توبه وعبادت رهسپار(طریق معرفت) باشند چه بکر وچه غیربکر.آیا هیچ خبرچین یا دربان گوش به فرمان و یا خواجه حرمسرایی بیش ازاین میتواند به ارباب خود یاری دهد که الله درباه محمد وهمسران دربند ش انجام داده است؟با این خوش رقصی های الله چگونه باید باورداشت که اوبنده محمد و پیشکارویژه او نیست؟ درخور توجه زنان واپس مانده سفره اندازی که چشم امید به پا درمیانی ابوالفضل العباس خواهرزاده شمر بسته اند تا نزد چنین اللهی ازآنان پشتیبانی کند. درحالی که دستهایش را بریدند خم بر ابرو نیاورد و با زنان رسولش چنین رفتار ددمنشانه ای دارد٬ چه چشم داشتی نابخردانه و سبکسرانه ای؟وحال ازهمه دانشمندان و بینشمندان وسرایندگان ودستاربندان دغلکاردینی میپرسم خواندن کدام یک از آیه های آمده دراین دفتر و دیگرداستانهای پوچ تازیان که بنام کتاب آسمانی بخورد مردم ایران داده شده است میتواند آمرزنده روان مردگان باشد؟ و یا سوگند بدانها که ۱۴۰۰ سال است مردم با فرهنگ ایران را زیرنام قرآن یا کلام الله آسمانی به بیراهه ترین بیراهه ها کشانیده ا ست خردمندانه میباشد؟این روش بسیار نابخردانه و ناآگاهانه منش و والایی را از زنان و مردان ایرانی ربوده و فرهنگ والایش را بنابودی کشانیده و در دام خرافات تازیان سرگردان کرده است که نه تنها چنین ننگ نامه ای را برای آمرزش روان مردگان خود میخوانند و بدان سوگند یاد میکنند که این بن مایه دشمنی با زنان را درشمارمهر آنان درمی آورند وهنگام رفتن برگشت و گذار از زیر آن میگذرند بر این باور که تندرست بازگردند.بدترازهمه درشهرشیراز دروازه قرآن گذاشته اند تا همگان از زیر آن بگذرند و تندرست به خانه و کاشانه خود برسند که هزاران تن از زیر او گذشته درپی برخوردهایی سخت جان خود وخانواده خویش را ازدست داده اند و میدهند ولی این باور بدور ازخرد را ازمغزخود بیرون نمیکنند.آیا باور برچنین خرافاتی شرم آور وننگ زا نیست؟ با امید بربیداری و هشیاری و بهره گیری ازخرد و بازگشت به فرهنگ والای لگدکوب شده ایرانی و راندن آگاهانه اسلام ناب محمدی با همه فرآورده هایش به خانه پدری او عربستان.آگاهی سر آغاز آزادی                                                                                                                         &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کیوان شید ۱۱ بهمن ماه&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/29212235-115343735563758953?l=rahayiezanan.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/feeds/115343735563758953/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=29212235&amp;postID=115343735563758953' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/115343735563758953'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/29212235/posts/default/115343735563758953'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahayiezanan.blogspot.com/2006/05/blog-post_115343735563758953.html' title='داستان غم انگیز زنان در کلام الله'/><author><name>Fateme khonsari</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06629578394962109527</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03148000812052445049'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry></feed>